به برادرش عبّاس ( ع ) سپرد خيمهها را پشت سر سپاه قرار داد پشت خيمهها خندقى حفر كرد ، و از نى و هيمه و هيزم آن را پر كرده و آتش زد تا دشمن از پشت خيمهها ، نتواند به خيام امام ( ع ) حمله كند .
ابن سعد نيز سپاه خود را منظّم كرد ، تعداد لشكريان او تا روز عاشورا به سى هزار نفر رسيده بود ، ميمنهء لشكر را به عمرو بن حجّاج « 1 » و ميسره را به شمر بن ذى الجوشن « 2 » سپرد ، فرماندهى سوارهها را به عرزة بن قيس و فرماندهى پياده نظام را به شبث بن ربعى واگذار نمود و پرچم را به غلامش « دريد » داد حسين ( ع ) وقتى سپاه دشمن را مشاهده كرد دستها را به دعا بلند نمود و به درگاه الهى عرض كرد : « اللّهم انت ثقتى فى كلّ كرب ، و أنت رجائى فى كلّ شدّة ، و انت فى كل امر نزل بي ثقة وعدة ، كم من همّ يضعف فيه الفؤاد ، و تقلّ فيه الحيلة ، و يخذل فيه الصديق ، و يشمت فيه العدوّ ، أنزلته بك و شكوته اليك رغبة منّى اليك عمّن سواك ، ففرّجته عنّى و كشفته فأنت ولىّ كل نعمة ، و صاحب كلّ حسنة و منتهى كلّ رغبة . »
« پروردگارا توئى مايه اعتمادم در هر پيشامد ناگوارى ، و توئى اميدم در هر پيشامد سخت و دشوارى ، توئى در هر كارى كه پيش آيد مايهء اطمينان و كارگشاى منى ، چه بسيار اندوه و ناراحتى كه داشتهام و دل تاب تحمّل آن را نداشته و راه چاره بسته ، دوست از حلّ آن عاجز و دشمن به سرزنش زبان گشوده بود . و حلّ آن را از تو خواستهام و به درگاهت شكوه آوردهام چه آنكه به تو دلبسته و از ديگران بريدهام پس آن را بر طرف كرده و گره از كارم گشودهاى پس تو بخشندهء هر نعمتى و صاحب هر حسنه و نيكوئى و آخرين اميد و توجّه هر فردى ، هستى . »
سپس حضرت بر شتر خويش سوار شد در مقابل دشمن با صدائى رسا كه همگان سخنش را مىشنيدند خطاب به آنان فرمود : « يا اهل العراق ! اسمعوا قولى و لا تعجلوا حتّى أعظكم بما يحقّ لكم علىّ ، و حتّى أعتذر اليكم من مقدمى هذا و اعذر فيكم فإن قبلتم
هامش
( 1 ) - عمرو بن الحجّاج بن سلمة زبيدى ، رئيس قبيله زبيد ، داراى منزلت در قبيله و شهرت در جنگها است .
( 2 ) - شمر بن ذى الجوشن : با فتح شين و كسر ميم نام او شراحيل بن اعور بن قرط بن عمرو بن معاوية بن كلاب كلابى ضبابى است وى قاتل حسين ( عليه السلام ) و فردى از خوارج و داراى برص پيشانى بوده است .