گفت : « أثنى على اللّه أحسن الثّناء ، أحمده على السرّاء و الضرّاء ، اللّهم انّى احمدك على أن أكرمتنا بالنبوّة ، و علّمتنا القرآن ، و فقّهتنا فى الدين ، و جعلت لنا أسماعا و أبصارا و أفئدة فاجعلنا من الشّاكرين ، أمّا بعد ، فانى لا أعلم اصحابا اولى و لا خيرا من أصحابى و لا اهل بيت ، أبرّ و لا اوصل من اهل بيتى ، فجزاكم اللّه عنّى خيرا الا و إنّى لا اظنّ انّ لنا يوما من هؤلاء ألا و إنّى قد اذنت لكم فانطلقوا جميعا فى حلّ ليس عليكم منّى ذمام ، و هذا الليل قد غشيكم فاتّخذوه جملا و دعونى و هؤلاء القوم ، فانّهم ليس يريدون غيرى . . . »
: « خدا را بهترين ثنا را گويم ، در سختىها و شدائد او را مىستايم پروردگارا تو را سپاسگزارم كه ما خاندان را به اعطاء مقام نبوّت ، گرامى داشتى و قرآن را به ما آموختى و ما را با دين آشنا نمودى به ما گوش شنوا ، ديدهء بينا و دل برنا ، عنايت فرمودى پس ما را از شاكرين قرار ده !
أمّا بعد من اصحابى باوفاتر و نيكوتر از اصحاب خود نمىشناسم ، و نه خاندانى مهربانتر و صميمىتر از اهل بيت و نزديكانم نمىدانم خداوند از طرف من پاداش نيكو به شما عنايت فرمايد ، آگاه باشيد من يقين دارم كه روز مساعد و مناسبى با اين قوم نخواهيم داشت آگاه باشيد من از عهدهء شما بيعت را برداشته و به همهى شما رخصت مىدهم شما آزاديد و مىتوانيد برويد ، از طرف من هيچ عهد و پيمانى بر عهدهء شما نيست . شب است ، و تاريكى همه جا را فرا گرفته است از تاريكى آن ، استفاده كنيد و آن را غنيمت بشماريد و از اين بيابان ، دور و پراكنده شويد و مرا تنها با اين مردم بگذاريد زيرا آنان جز من ، با كس ديگرى كارى ندارند . »
نزديكان و اصحاب وفادار حسين ( ع ) از بازگشت و انصراف خوددارى كردند و پاسخى شايان دادند حضرت از ايشان تشكّر كرد و از چادر بيرون رفت ايشان را به حال خود گذارد كه مشغول عبادت و مناجات با خدا باشند و خود به ترتيب و تنظيم امور و توصيههاى لازم و انجام كارهاى مهمّ فردا پرداخت .
صبح روز عاشورا حسين ( ع ) اصحاب خود را نظم و ترتيب داد سپاه آن حضرت 32 سوار و چهل نفر پياده بودند « 1 » زهير را در ميمنه و حبيب را در ميسره ، قرار داد ، پرچم را
هامش
( 1 ) - مقصود آنان كه جنبه سپاهىگرى و نيروى نظامى داشتند به جز غلامان و ديگران .