معروفها و استمرّت حذّاء « 1 » و لم يبق منها إلّا صبابة كصبابة الإناء و خسيس عيش كالمرعى الوبيل ، أ لا ترون الى الحق لا يعمل به ، و الى الباطل لا يتناهى عنه ، فليرغب المؤمن فى لقاء ربه محقّا فأنى لا أرى الموت الّا سعادة و الحياة مع الظالمين إلّا برما » .
« رخداد و حادثهاى كه پيش آمده است آن چنان است كه مىبينيد وضع دنيا دگرگون گشته است و با ما كجروى مىكند رشد و صلاح از آن رخت بربسته است و خيلى سريع حركت خود را به طرف فساد و تباهى ادامه مىدهد از خير و صلاح جز اندكى چون قطرات آب در ته ظرف باقى نمانده است و جز زندگى پست مانند چراگاه ناهنجار ديده نمىشود آيا نمىبينيد كه به حق عمل نمىگردد ، و از فساد و باطل جلوگيرى نمىشود ؟ در چنين شرائطى مؤمن حق دارد كه آرزوى مرگ و ملاقات پروردگارش را داشته باشد ، و امّا من ، مرگ را جز سعادت ، و زندگى با ستمگران را جز ملالت ، چيز ديگرى نمىدانم . »
اصحاب برخاستند و پاسخهائى كه همه از ديندارى خالص و ايمان بىشائبهء ايشان حكايت مىنمود ، عرضه داشتند سپس حضرت حركت كرد و از راه « عذيب » و « قادسيّه » به طرف چپ منحرف شد و از قصر « بنى مقاتل » عبور كرد و به راه خود ادامه داد در اين هنگام نامهء ابن زياد در مورد سختگيرى ، بر حسين ( ع ) به « حرّ » رسيد . حسين ( ع ) روز پنجشنبه دوّم محرّم الحرام سال شصت و يك هجرى به كربلا رسيد و در آن نقطه فرود آمد و در آن محلّ خيمه زد . عمر بن سعد « 2 » با لشكرى انبوه از سواره و پياده به سوى كربلا حركت كرد ابن زياد شدّت عمل را به جائى رساند كه دستور داد منادى در كوفه اعلان نمايد : از بيعت خليفه خارج شده است هر آن كس كه در كوفه بماند و به جنگ با حسين نرود ، مرد غريبى در كوفه ديده شد ، او را نزد عبيد اللّه بردند ابن زياد از او بازخواست كرد كه چرا به كارزار آماده نشده است ؟ جواب داد كه من از شام هستم براى وصول بدهى از مردى از اهل عراق به اينجا آمدهام ابن زياد گفت او را بكشيد تا با كشتن او ديگران كه هنوز به جنگ نرفتهاند ، تأديب شوند و عبرت بگيرند ، لذا او را كشتند . »
هامش
( 1 ) - حذّاء : با حاء و ذال مشدّد ، آن شترى است كه با نشاط و سرعت مىگذرد .
( 2 ) - عمر بن سعد : ابن ابى وقّاص بن مالك بن اهيب بن عبد مناف بن زهره بن مرّة است كه ابو حفص كنيه آورده مىشود مادرش كنيزى بود و مادر پدرش « جمنة » دختر سفيان بن امية بن عبد شمس است او پسر عموى هاشم مرقال بن عتبة بن ابى وقّاص فرمانده سپاه على ( عليه السلام ) بود .