تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) لفضيل الاسدى الكوفي / إبصار العين في أنصار الحسين ( ع ) للشيخ محمد السماوي / نفثة المصدور فيما يتجدّد به حزن يوم العاشور لشيخ عبّاس قمّى ) ( سه مقتل گويا در حماسهء عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
مسلم نوشت و قيس را فرستاد تا مردم كوفه را از آمدن خود با خبر كند سپس حركت كرد و از ثعلبيّه « 1 » و زرود « 2 » گذشت در آنجا از جريان شهادت مسلم و هانى بن عروه اطّلاع يافت و به جايگاه زباله « 3 » كه رسيد از شهادت « عبد اللّه بن يقطر » با خبر شد پس در جمع اصحاب ، خطبه‌اى ايراد فرمود : و اصحاب خود را در جريان شهادت مسلم و هانى و عبد اللّه قرار داد و به آنان اجازه داد كه مىتوانند برگردند ، مردم از هر سو از اطراف آن حضرت پراكنده شدند جز نزديكان و ياران مخلص و برگزيدهء او كسى باقى نماند از آنجا راه افتاد و از محلّ « درّة العقبه » « 4 » گذشت و در محلّ « شراف » « 5 » درآمد و شب را در آنجا توقّف كرد صبحگاه حركت كرد در ميانه راه لشكرى از دور نمايان شد حضرت ناچار به طرف ذو حسم « 6 » دامنهء كوه پناه برد لشكر مزبور سپاه حرّ بن يزيد رياحى ، با هزار سواره بود كه از سوى حصين بن تميم تميمى مأموريت داشت كه از حركت حسين ( ع ) جلوگيرى نمايد ، حصين در رأس نيروهاى مسلّح طفّ كه ابن زياد از بصره تا قادسيه ترتيب داده بود قرار داشت . سپاه حرّ نماز ظهر را با امام ( ع ) بجا آوردند سپس حضرت خطابه‌اى ايراد كرد و فرمود : « أيّها الناس ! انّى لم آتكم ، حتّى أتانى كتبكم ، و قدمت علىّ رسلكم ان أقدم علينا فانّه ليس علينا امام ، لعلّ اللّه ان يجمعنا بك على الهدى و الحقّ ، فان كنتم على ذلك فأعطونى ما اطمأنّ عليه من عهودكم و مواثيقكم و ان لن لم تفعلوا و كنتم لقدومى كارهين ، انصرفت عنكما إلى المكان الّذى جئت منه إليكم » . « اى مردم در شرائطى من بسوى شما آمدم كه نامه‌هاى شما به من رسيد و پيك‌هاى شما پىدرپى به نزد من آمد كه به كوفه بيا ، زيرا ، ما امام و پيشوائى نداريم اميد است خداوند ما را بوسيله تو ، به رستگارى و راه حق ارشاد فرمايد پس اگر بگفتهء خود باقى
هامش
( 1 ) - ثعلبيّه : با ثاء و عين و باء نام محلى است در مسير مكّه كه گفته مىشود دو سوم از كوفه به مكه مىباشد . ( 2 ) - زرود : نام محلى است در ثعلبيّه كه بين آن و ثعلبيه منطقهء زباله قرار گرفته است . ( 3 ) - زباله : با ضم زاء محلّى است در ثعلبيه كه بين آن و محل شقوق ؛ عقبه قرار گرفته است . ( 4 ) - عقبة : نام محلى است . ( 5 ) - شراف : نام محلى است كه بين آن و فرعاء ، ذو حسم واقع شده است . ( 6 ) - ذو حسم : نام كوهى است كه نعمان در آن كوه به شكار مىپرداخت و در مورد آن شاعرى گفته است : أ ليلتنا بذى حسم انيرى گاهى در برخى از نسخه‌ها ؛ حسب ، خشب و جشم ديده شده است كه هر سه اشتباه مىباشد .