تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) لفضيل الاسدى الكوفي / إبصار العين في أنصار الحسين ( ع ) للشيخ محمد السماوي / نفثة المصدور فيما يتجدّد به حزن يوم العاشور لشيخ عبّاس قمّى ) ( سه مقتل گويا در حماسهء عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
داستانى از مرحوم شيخ جعفر شوشترى از مواردى كه به جلالت شأن و عظمت مقام حبيب بن مظهر ، دلالت دارد رؤيائى است كه شيخ اجلّ ما محدّث متبحّر نورى ( اعلى الله مقامه و نور اللّه مرقده ) در كتاب « دار السّلام » نقل نموده است و مىگويد : كه شيخ اجلّ ، عالم جليل القدر و اصيل استاد عظيم الشأن كشّاف حقايق شريعت ، شيخ مسلمين شيخ جعفر شوشترى نقل نمودند در آن سالى كه ديار نجف با وجود مبارك او مزيّن شده بود ايشان مىگفت : « در ايّامى كه از تحصيلات علوم دينى از حوزه علميه نجف ، فارغ شدم و دوران نشر احكام و تبليغ تعاليم عاليهء اسلام فرا رسيد ، به وطن مألوف خود « شوشتر » بازگشتم و به انجام وظائف دينى و نشر و تبليغ احكام الهى مبادرت ورزيدم و به هدايت و تبليغ مردم پرداختم و چون تسلّط كافى بر مواعظ و مصائب نداشتم از اين رو به كتاب شريف تفسير صافى فيض كاشانى اكتفا مىنمودم آن را به دست مىگرفتم در ماه رمضان و جمعه‌ها به جاى منبر نوعا از آن تفسير به مردم موعظه مىنمودم و در مورد مصائب و روضه هم از كتاب « روضة الشهداء » « 1 » تأليف ملا حسين واعظ كاشفى سبزوارى ( م 910 ه . ق ) استفاده مىكردم ولى از كسانى نبودم كه انذار و گرياندن نصيب آنان شده باشد و از سينه و از حفظ ، مردم را به فيض برسانم تا اينكه يك سال تمام سپرى شد و ايام محرّم كه نزديك مىشد شبى با آشوب خاطر به خود مىگفتم تا كى وضع به اين منوال بگذرد ؟ و تا چه زمان من ملّا كتابى باشم و از روى كتاب و نوشته مطلب به مردم القاء نمايم ، داشتم در مورد بىنيازى از كتاب ، و استقلال در حفظ ، فكر مىكردم و مىانديشيدم و به هر درى وسيله‌اى جولان فكر مىدادم تا اينكه از هر وسيله‌اى نااميد و مأيوس شدم و خوابم گرفت و در حال رؤيا ديدم مثل اينكه در كربلا هستم در آن ايّامى كه موكبهاى حسينى به سرزمين كربلا نازل مىشدند ،
هامش
( 1 ) - اين كتاب ادبى نفيس با همه ضعف و قوّتى كه دارد اخيرا با سعى و كوشش نگارنده از سوى دفتر نشر نويد اسلام قم در 544 صفحه چاپ و منتشر ، و در دسترس فضلاء و عاشقان أهل بيت عصمت و طهارت ( ع ) مىباشد .