تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) لفضيل الاسدى الكوفي / إبصار العين في أنصار الحسين ( ع ) للشيخ محمد السماوي / نفثة المصدور فيما يتجدّد به حزن يوم العاشور لشيخ عبّاس قمّى ) ( سه مقتل گويا در حماسهء عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
خدايا آيا جز تو از كسى مىتوان اميد پيروزى داشت ؟ و آيا جز به تو به فرد ديگرى مىتوان پناه برد ؟ حسين را از آب فرات و تپهء آن جلوگيرى مىكنند در صورتى كه او شيرى به سوى آنان نيفكنده است جمعى از ياران حسين ( ع ) كه در جمع آنان حبيب مظهر وجود داشت جان را فدا نمود و كاهلى هم در شن‌ها و ريگها آرميده است . 1 - حبيب بن مظهّر مكنّى به ابو القاسم فقعسى اسدى مىباشد او يكى از اصحاب و ياران بلند مقام رسالت ( ص ) بود ابن كلبى اين موضوع را ذكر نموده است او پسر عموى ربيعة بن حوط بن رئاب مكنّى به ابو ثور شاعر شجاع و نامدار مىباشد . صاحبان سيره در تاريخ زندگى او نوشته‌اند : حبيب به كوفه كوچ نمود و از اصحاب و ياران امير المؤمنين على ( عليه السلام ) قرار گرفت در تمام جنگهاى او شركت جست او يكى از خواصّ اصحاب و از حاملان راز و دانش على ( ع ) بود و نگارنده در مورد شهادت او در حدّ توان در « نفس المهموم » آورده‌ام در جلالت شأن او كفايت مىكند آنچه ابو مخنف لوط بن يحيى أزدى از محمد بن قيس روايت نموده است و گويد : « هنگامى كه حبيب بن مظهر كشته شد كشته شدن او حسين ( ع ) را متزلزل نمود و گفت اين ضايعه را به حساب خدا ، مىگذارم « 1 » و شاعر گويد : اگر قتل حبيب ، حسين را متزلزل نمود پس به يقين قتل او ، تمام اركان دين را متزلزل نمود . او پهلوانى بود كه اگر با كوههاى آهنين روبه‌رو مىشد همه را همانند پنبه از هم بازمىگشود . . . او هرگز از انبوه سپاه واهمه نداشت او به سوى سپاه سرازير مىگشت همانند رعد و برق او پيش از قتل خود ، انتقامش را بازپس گرفت با كشتن حبيب ، دوستى از دوستان حسين را كشتند دوستى كه جامع افعال زيبا و شايسته بود .
هامش
( 1 ) - در برخى از مقاتل آمده است كه امام ( ع ) فرمودند : خوشا به حالت اى حبيب تو فرد فاضلى بودى و در يك شب تمام قرآن را ختم مىنمودى . . . »