مؤلّف گويد : شجاعت و صلابت امام حسين ( ع ) مثال زدنى در بين شجاعان جهان ، مىباشد و جايگاه او در جنگ عاشورا پيشينيان و آيندگان را عاجز و ناتوان ساخته است صبر و پايدارى او در مقابل دشمنان با همه كثرت و فراوانىشان و قلّت و كمى ياران و اصحاب امام ( ع ) يادآور صبر و پايدارى پدر عالىقدرش در جنگهاى جمل و صفّين مىباشد اكنون مانعى نيست كه ما به مختصرى از شجاعت و شهامت او اشارتى كرده باشيم :
او در مقام شجاعت و شهامت شبيهترين مردم به پدر عالىقدرش على ( ع ) بود شجاعت او نمايانگر شجاعت على ( ع ) بود و گامهاى او همانند گام برداشتن پدر بود .
در واقعهء كربلا عمر سعد به شمر گفت : « به خدا سوگند حسين هرگز تسليم نمىگردد چون نفس و روحيّه پدرش در وجود او جريان دارد روش و منش او حكايتگر روش و منش پدر والاقدرش مىباشد » .
صاحب كتاب « الدّر النظيم » در واقعه جمل روايت كرده است كه پس از قتل مسلم مجاشعى كه قرآن را از امير المؤمنين ( ع ) گرفت و مردم را به محتواى آن ، فرا خواند او جريانى را مىنويسد كه عين عبارت او چنين است : « على ( ع ) وقتى مشاهده نمود كه دشمن او را با قتال تهديد مىكنند و تصميم و دارند جنگ و نبرد را دارند كسى را پيش محمّد بن حنفيه فرستاد كه آن روز حامل پرچم بود ، و گفت : اى فرزند خوله به حمله و پدرش اقدام كن و به درون لشكر برو گفت : بلى ولى تأخيرى رخ داد دوباره كسى را فرستاد كه اى فرزند خوله حمله را آغاز كن پاسخ داد بلى ولى باز به تأخير افتاد چون در برابر محمّد بن حنفيه جمعى از تيراندازان قرار داشتند و او را نشانه مىگرفتند باز حملهء او به تأخير افتاد روى به اصحاب و ياران خود گفت آنان شما را مورد تيراندازى قرار دادهاند و شما را مجروح مىسازند آنان تيرها را پشت سر هم رها مىسازند به طرف آنان حمله و يورش بياوريد على ( ع ) بار سوّم به طرف او قاصدى فرستاد تا حمله را آغاز كند و تأكيد فرمود مادرت در عزايت بنشيند چرا تأخير مىكنى ؟ محمد حنفيّه گفت بلى در عين حال باز به تأخير افكند على ( ع ) خود را از استر خويش به پشت زين اسب منتقل نمود و شمشير را كشيد به طرف او حركت كرد از پشت سر او رسيد دست چپ خود را بر شانهء راست او نهاد او را بلند كرد به حدّى كه از زين اسب ديده مىشد و فرمود : مادرت در عزايت بنشيند چرا اين همه تأخير !
محمّد مىگويد : سوگند به خدائى كه جز او خدا و آفرينندهاى نيست هرگز اين صحنه را فراموش نمىكنم همانند آن است كه هم اكنون ضربان نفس او را درمىيابم امام پرچم را از دستش گرفت سپس به سوى سپاه معاويه حملهور شد و اين حادثه به هنگام زوال آفتاب روز يكشنبه رخ داد او در حالى كه آنان را با نيزه و شمشير مورد ضرب و طعن قرار مىداد . اين شعر را ترنّم مىنمود :
تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) لفضيل الاسدى الكوفي / إبصار العين في أنصار الحسين ( ع ) للشيخ محمد السماوي / نفثة المصدور فيما يتجدّد به حزن يوم العاشور لشيخ عبّاس قمّى ) ( سه مقتل گويا در حماسهء عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 191
مساهمون: عبد الرحيم عقيقي بخشايشي
ص١٩١