تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) لفضيل الاسدى الكوفي / إبصار العين في أنصار الحسين ( ع ) للشيخ محمد السماوي / نفثة المصدور فيما يتجدّد به حزن يوم العاشور لشيخ عبّاس قمّى ) ( سه مقتل گويا در حماسهء عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
روايت تحف العقول : شيخ بزرگوار و پيشين ما ابو محمد حسن بن على بن شعبه از پيشوايان اصحاب ما و صاحب كتاب « تحف العقول » روايت مىكند : « فردى از انصار به حضور ابى عبد اللّه الحسين ( ع ) رسيد و مىخواست نياز خود را با آن حضرت در ميان نهد امام فرمود : اى برادر انصارى ! چهرهء خود را از ذلّت سؤال مصون دار و درخواست خود را در ورقه‌اى بياور و من إنشاء الله آن ورقه را مستور مىدارم او در نامه‌اى نوشت فلانى 500 دينار از من طلب دارد اصرار ورزيده است هر چه زودتر پرداخت نمايم از شما مىخواهم از او براى من مهلت بگيريد و بس هنگامى كه امام ( ع ) نامه را خواند وارد منزل شد پس كيسه‌اى را همراه خود آورد پول آن را بيرون كشيد پس هزار دينار بود فرمود : با پانصد دينار آن ، قرض خود را اداء كن و پانصد دينار هم خرج زندگى خود نما ! ولى هرگز نياز خود را جز پيش فردى از اين سه كس نياور يا صاحب دين يا صاحب مروّت و كرامت يا صاحب حسب و تبار شريفى بوده باشد . مؤلف گويد : او در اين امر به پدر عاليقدر خويش ( ع ) تأسّى نموده است چون روزى فردى خدمت امير المؤمنين علىّ بن أبي طالب ( ع ) آمد و عرض كرد من نياز و حاجتى دارم امام ( ع ) فرمود حاجت خود را به روى خاك بنويس من مىبينم كه تو در ناراحتى و پريشانى آشكار به سر مىبرى پس او در روى زمين نوشت من فقير و محتاج هستم على ( ع ) به قنبر فرمود : به او دو دست لباس بپوشان پس آن مرد شروع به انشاء شعرى نمود : « تو حلّه و لباس نوينى را به من پوشاندى كه محاسن و زيبائىهاى آن ، كهنه و مندرس مىشود پس به زودى از حسن تعريف زينتهائى را به تو مىپوشانم و اگر تو به حسن ثناء و تعريف نائل آمدى به يقين به كرامت و بزرگوارى رسيدى ولى تو هرگز از كسانى نيستى كه در مقابل آنچه رسيده‌اى بدلى مطالبه كنى ثناء و تعريف نيك هميشه خاطرهء صاحب آن را زنده نگه مىدارد و همانند باران كه رطوبت آن كوه و دشت را زنده و شاداب مىسازد در طول روزگاران در احسان و نيكوكارى كه شروع نموده‌اى هرگز زهد را پيش نگير ، چون هر بنده‌اى با آنچه انجام داده است جزاء داده مىشود . على ( ع ) فرمود : صد دينار نيز به او بدهيد گفته شد اى امير مؤمنان او را ثروتمند كردى حضرت در پاسخ فرمود : از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه تعجّب و شگفت من از كسانى است كه بردگان را با اموال خود خريدارى مىكنند ولى آزادگان را با احسان و نيكوكارى خود ، خريدارى نمىنمايند !