مجمّع ، تابعى از اصحاب امير المؤمنين ( ع ) مىباشد . مؤلّفين كتب انساب و طبقات اين دو را ذكر كردهاند . مجمع و پسرش « عائذ » ( شرح حالش خواهد آمد ) با عمرو بن خالد صيداوى به سوى حسين ( ع ) حركت كردند و با حرّ مواجه شدند ولى حسين ( ع ) آنان را از درگيرى بازداشت ( چنان كه قبلا اشاره شد ) .
ابو مخنف گفته است : پس از برخورد با حرّ و حمايت امام حسين ( ع ) از مجمّع و پسرش و عمر و جنادة از مردم كوفه جريان جهتگيريشان را پرسيد كه مجمع بن عبد اللّه گفت : اشراف مردم رشوههاى كلانى گرفتهاند و جوالهايشان پر شده است تا با تمام وجودشان دوستدار و خيرخواه حكومت باشند از اينرو يك كلمه ، مصمّم بر ظلم و ستم هستند و امّا بقيّه مردم دلهايشان گرايش به شما دارند ولى شمشيرهايشان فردا بر عليه شما خواهد بود . امام فرمود : از فرستادهء من بسوى مردم خبر دارى ؟ گفت : او كيست ؟ فرمود :
قيس بن مسهّر ، گفت : بلى حصين بن تميم او را دستگير كرد . . . مورّخين و مقتلنويسان گفتهاند كه مجمّع با عمرو بن خالد صيداوى و يارانش در روز دهم يك جا به قتل رسيدند .
* * *
53 - عائذ بن مجمّع بن عبد اللّه مذحجى عائذى :
عائذ بن مجمّع با پدرش بسوى حسين ( ع ) حركت كرد و در راه او را ملاقات كردند و حسين ( ع ) از درگيرى آنان با حرّ جلوگيرى فرمود ( چنان كه قبلا بيان گرديد ) تاريخنويسان گفتهاند : اينان ، چهار نفر بودهاند : عمرو بن خالد صيداوى ، جناده ، مجمّع و پسرش عائذ و گويا واضح غلام حارث و سعد غلام عمرو بن خالد . را به حساب نياوردهاند چنان كه طرمّاح راهنمايشان را به حساب نياوردهاند ) .
صاحب « الحدائق » گفته است كه عائذ در حمله نخستين كشته شد و غير او گفتهاند كه با پدرش در يك جا كشته شدند يعنى در آغاز درگيرى و پيش از حملهء نخستين ، چنان كه از توضيحات گذشته روشن شد .
* * *