نشده باشد ، روا نيست آن را بدون شك بدانند ؛ زيرا بدون شك گفتن آن ، فريبندگى ، به انجام دادن كار بد است ؛ و فريب دادن كسى به انجام دادن كار بد ، از خداوند برتر از همه چيز ، روا نمىباشد .
و به همين گونه ، خداوند برتر از همه چيز ، كه مىفرمايد ،
« لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ »
اين گفتار ، كسانى را فرا مىگيرد ، از درونشان سزاوار پاداش بردن باشند ، پس از كجا مىتوان دانست ، كه آن گروه بر اين گونه بودهاند .
بالاتر از آن ، خداوند برتر از همه چيز ، كسانى را كه در اين آيه آهنگ نموده به اين آشكار كرده است ، كه برون و درونشان يكى مىباشد ، و گفته است :
« فَعَلِمَ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ »
« 1 » خداوند از آنچه در دلشان بود آگاه گرديد ، پس آرامش بر آنان فرو فرستاد . پس از آن فرمود
« وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً »
و پيروزى نزديكى را به آنان پاداش داد ، پس آشكار كرد ، آن كسى كه آرامش بر او فرو فرستاد ، همان كسى است ، كه پيروزى به دست او است . و هيچ گفتگوئى در اين نيست ، كه نخستين جنگ ، پس از بيعت رضوان ، جنگ خيبر بود . و در اين جنگ ، پس از گريختن كسانى كه گريختند ، پيروزى براى امير مؤمنان بود ، و بايد در آيه خود او آهنگ شده باشد .
بالاتر از آن ، همچنان كه در آيه نخست گفتيم ، در اين آيه نيز ، ناگزير از آن است ، كه سزا گرفتن بدون كموكاست و درست را شرط بدانيم ، و به همان گونه ، كه در آن آيه گفتيم ، اگر رها و بدون شرط ، آن را بدانيم ، فريبندگى در آن است ، در اين جا نيز بر همان گفتار ، تكيه مىكنيم .
بالاتر از آن ، گروهى كه زير درخت ، دست فرمانبرى به پيمبر دادند ، و به انجام دادن آنچه خداوند از آنان پيمان گرفته بود پيشى گرفتند ، ميان همان گروه كسانى بودند ، كه از آنان بيراهه رفتن سر زد ؛ زيرا طلحه و زبير از همان پيشىگيرندگان
هامش
( 1 ) فتح 48