گروهى از مهاجرين رسيد ، پس آهنگ رفتن سقيفه كردند ، تا كار پيشوائى را از كسى كه سزاوارش بود ، از ميان ببرند ، و با زور اين كار را خود به دست گيرند .
انگيزهء آنان در اين كار ، دوست داشتن فرماندهى ، و سرورى بود و مىخواستند بر بستن و گشودن گره كار مردم ، دست يابند ، و چيز ديگرى بر آن افزود ، كه رشك بردن به امير مؤمنان ، و دشمنى كردن با او - درود خداوند بر او بادا - در دل گروهى پيدا شده بود ؛ زيرا او كسانى از خويشاوندان ، و پدران آنان را كشته بود ؛ و نيز به داشتن فزونىهائى بر آنان پيشى گرفته بود ؛ و سرمايههاى ستودگى و بزرگى فروزندهاى ويژهء او بود و بس ؛ و هيچگاه از رشك بردن بر او ، و آرزو كردن جاى او ، تهى نبودند ، و دشمنى كردن با او را ، آهنگ مىكردند . و از اين كه بنى هاشم ، به ساختن كار جسد پيمبر - درود خداوند بر او و خاندانش بادا - پرداخته بودند ، سرمايهء پيروزى بدون رنج و پرواى كار خود شمردند ، و به سقيفه پيش هم ، رفتند ، و براى به دست گرفتن كار فرماندهى ، با يكديگر به ستيزهگرى برخاستند ، و بر انصار چيره شدند ، و كار بر آن گذشت كه همه مىدانند .
و چون مردم ديدند ، بزرگانى از ياران پيمبر و كسانى به مانند آنان ، كه گمان نيك به ايشان داشتند ، اين كار را كردند ، از چنين پيشآمدى ، پوشيدگى در انديشهء آنان راه يافت ، و بيشترشان پنداشتند ، جز براى بهانهاى كه اين كار را روا گردانيده است ، بدان نپرداختهاند ، و جز براى چيزى كه آن را روا گردانيده است ، در اين راه گام ننهادهاند ؛ پس پوشيدگى بر آنان درآمد ، و در انديشههاشان استوار گرديد ، و براى گشودن اين گره ، بيشتر نينديشيدند ، و خواست خود را به سوى ايشان گرداندند ، و آنچه را كرده بودند پذيرفتند ، و كسانى كه آنچه را درست بود ، شناختند ، و بر آن پايدار گرديدند ، نتوانستند چيزى را كه درست مىدانند ، آشكار كنند .
پس پارهاى از آنان ، به سخن درآمدند ، و ستيزهگريها از ايشان سر زد بر آن گونه كه به ما رسيده است ، و پس از آن كار به اين بازگشت كرد ، كه چون ناچار بودند از سخن گفتن در اينباره باز ايستند ، و از آن زفتى كنند ، و چنين بنمايانند ، كه كار آنان را پذيرفتهاند ، و آنچه را پيش خود ، راست مىدانستند ، نادرست بنمايانند ؛
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 858
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٨٥٨