و پيش هيچ كس از فقها از اين برنمىآيد ، كه كسى را پيشوا گرفته باشد .
اما دربارهء كارزار كردن با كافران ، به همراه آنان ، هيچ كس نياورده است ، كه او با آنان به جنگ رفته باشد ، و زير پرچم آنان گام زده باشد ، و بيشترين سخنى كه در اينباره رسيده اين است ، كه او از خاندان پيمبر خدا - درود خداوند بر آنان بادا - و از خودش پيشگيرى مىكرد ، و اين كار را بايد مىكرد ؛ و به فرمان عقل و شرع بر همه كس است ، كه از جان خود پيشگيرى كند ، هرچند كسى را نيابد ، كه پيشوا بگيرد .
و از آنچه پس از پيروزى در جنگها به دست مىآمد ، از اين روى بهره مىگرفت ، كه پارهاى از آنچه سزاوارش بود ، مىبرد . و هركس سزاوار گرفتن چيزى باشد ، مىتواند به هر دستآويزى ، از هرگونه دستآويزها فراهم شود ، آن را بگيرد ؛ و او از دارائى آنان نگرفت .
اما دربارهء جفت شدن ، با زنانى كه پس از جنگ ، به بردگى گرفته شده بودند ، در آن ناهماهنگى هست ؛ گروهى گفتهاند ، حنفيه را به پيمبر - درود خداوند بر او و خاندانش بادا - بخشيده بودند ، و به گفتار پيمبر بر او حلال گرديد . ديگران گفتند ، او مسلمان شد ، و امير مؤمنان او را جفت خود گردانيد . ديگرى گفت ، امير مؤمنان او را خريد و آزاد كرد ، سپس او را جفت خود گردانيد ، و همهء اينها روا و شدنى مىباشند .
بالاتر از آن ، هرگاه يكى از گمراهان ، زنى را برده گرفته باشد ، و او سزاوار باشد ، با آن زن همبستر گردد ، پيش ما ديگرى مىتواند با او همبستر شود ، و با اين گفتار پرسشى كه شد از كار مىافتد .
پس اگر بگويند : چنانچه سخنى آشكار ، از پيمبر دربارهء امام بودن امير مؤمنان ، رسيده باشد ، بايد بر او روا نباشد ، به شورا درآيد ، و يا از گرد آمدن شورا خوشنود باشد ؛ زيرا به روش شما شورا نادرست است .
گفته خواهد شد : براى درآمدن او به شورا ، پيش ياران ما ، پاسخهائى هست :
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 856
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٨٥٦