و نيز روا شمرند كه گفته شود ، هيچ سخن آشكارى از پيمبر ، در اينباره سر نزده است ، و او را در سخن خودش دروغگو بخوانند ، پس سختى و دشوارى كار بزرگ مىشد .
اما اين كه از دست بردن به كارى ، براى نماياندن نادرستى كارشان خوددارى كرد ، براى اين بود كه ياورى نيافت و كمكى در اين كار نداشت ، و چنانچه اين كار را به ويژه خودش در دست مىگرفت ، چه بسا به كشته شدن او ، و خاندان و يارانش مىكشيد .
و براى همين از انجام دادن كارى كه سخن آنان را نادرست بنماياند ، روى گرداند ؛ و خود او - درود بر او بادا - اين را در سخن خودش آشكار كرد كه گفت :
« و اللّه لو وجدت اعوانا لقاتلتهم » سوگند ، به خدا چنانچه ياورانى مىيافتم ، با آنان كارزار مىكردم .
و نيز ، پس از آن كه مردم به او دست فرمانبردارى دادند ، و به سوى بصره روى مىآورد گفت : « و اللّه لولا حضور الناصر و لزوم الحجة و ما اخذ اللّه على اوليائه الا يغروا على كظة ظالم و لابتنعث مظلوم لا لقيت حبلها على غاربها ، و لسقيت آخرها بكأس اولها ، و لا لقيتم « 1 » دنياكم هذه عندى ، اهون من عفظة عنزة « 2 » » به خدا سوگند اگر ياورانى پيش من نبودند ، و نمىبايست ، بهانهجوئىها از ميان برود ، و اگر خداوند از گماردگان خود پيمان نگرفته بود ، كه به گرانبار بودن ستمكار ، و پرخوارگى او و گرفتوگير او بر ستمديدگان ناآگاه نباشند ، هرآينه ريسمان كار را بر دوش برندهاش مىافكندم ، و پايانش را به پيالهء آغازش سيراب مىكردم ، و شما براى كارهاى اين جهانى خودتان ، كه پيش من از بازى كردن بزها با يكديگر پستتر است ، با من برخورد نمىكرديد .
هامش
( 1 ) اين كلمه به نظر مىرسد مركب از لاء نافيه و لقيتم باشد و در شقشقيه الفيتتم از مصدر الفاء از لفا يلفو است و ترجمهاش اين مىشود كه شما به دنياى خودتان مىرسيديد .
( 2 ) اين قطعه قسمتى از خطبهء شقشقيه است ، و در جاى ديگر از نهج البلاغه ديده نشد ، و حدود چند كلمه با اين عبارت اختلاف دارد .