تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مترجم 84

مساهمون:

صمقدمهء مترجم ٨٤
2 - گروهى از آنان گفتند مفاهيم اضافى هستند . 3 - پاره‌اى از متكلمان گفتند ، صفات خداوند ، حال است ، و حال متوسط ميان هست و نيست مىباشد ، و صفات خداوند ، نه موجودند و نه معدوم‌اند . 4 - گروهى از محققان و دانشمندان باريك‌انديش گفتند ، خداوند داراى صفاتى حقيقى و ذاتى مىباشد ، اما اين صفات داراى وجود ديگرى جز وجود خود ذات نيستند ، و مصداق ذاتى صفت و موصوف در مورد ذات الهى يك چيز است . 5 - گروهى از سنييان قديم ، قائل به توقف شدند ، و گفتند ، ما مىدانيم خداوند داراى اين صفات هست ، اما از چگونگى وجود اين صفات آگاه نيستيم . 6 - صفاتيهء قديم علاوه بر صفات غيرمحسوس ، صفات ظاهرى را هم با گونه‌اى از تفسير براى خداوند پذيرفتند ، و تا حدودى به گروه مشبهه نزديك گرديدند . 7 - صفاتيهء جديد علاوه بر صفات غيرمحسوس ، صفات محسوس جسمانى را هم به نحو ديگرى ، كه از جسم بودن دور باشد ، برايش پذيرفتند . 8 - فرقهء كراميه وجود صفات حقيقى و ذاتى خداوند را جدا از وجود ذات و مستقل گفتند . 9 - فرقهء مشبهه علاوه بر صفات معنوى ، صفات جسمانى و ظاهرى را به همين گونه كه اجسام ديگر دارند براى خداوند قائل شدند ، و او را فردى به مانند انسانها دانستند . 10 - فرقهء مجسمهء حلولى مسلك او را عارى از صفات جسمانى دانستند و گفتند او خود را به شكل اجسام و متظاهر به صفات محسوس براى مردم آشكار مىكند . و اينك يكايك اين عقايد توضيح داده مىشود .

اول - منكران صفت به طور مطلق

در نظر گروهى از فرقهء معتزله ، قضايائى كه در مورد ذات الهى شكل مىگيرد لفظى صرف است ، و بر هيچ مفهومى يا مصداقى دلالت نمىكند ، به همين سبب آنان را معطله گفتند ؛ زيرا هيچ راهى براى تصور كردن خداوند از هيچ عنوانى قائل نبودند ، و بر ايشان خورده مىگرفتند ، كه بنابراين عقيده ، هر سخنى از خداوند به ميان آورند ، ردوبدل كردن لفظ است و هيچ مفهومى نخواهد داشت . زيرا آنان گفتند ، الفاظى كه براى مفاهيم كلى نام گذارده شده و افراد بسيارى
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مترجم 84 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى