دو ملاحظه و اعتبار هستند كه وسيله براى توجه يافتن ذهن به خود ذات مىباشند . « 1 »
شيخ طوسى چنان كه خواهد آمد ، و پارهاى از محققان ديگر به طورى كه پيش از اين اشاره شد همين عقيده را دارند . زيرا مغايرت صفت را با ذات الهى مغايرت مفهومى دانستند و مفاهيم صفات را برانگيخته از تأكد و وجوب وجود و تماميت و كمال ذات ، شناختند .
پنجم - معتقدان به توقف و ممتنعان از توجيه صفت
اهل توقف ، گروهى از سنييان اهل حديث بودند ، كه وجود صفتهاى غير محسوس ، و صفتهاى ديگرى را كه تجسم از آنها فهميده مىشود ، و در قرآن آمده است ، مانند مستقر شدن بر عرش ، و مانند آن را پذيرفتند ، اما از هر گونه ، تفسير و توجيه ، دربارهاش خوددارى كردند ، و از گفتگو كردن در آن ، دست باز داشتند و گفتند :
ما مىدانيم اين صفتها براى خداوند هست اما معنى اين گونه لفظها را نمىفهميم « 2 » مالك بن انس مىگويد ؛ « الاستواء معلوم و الكيفية مجهولة و الايمان به واجب و السئوال عنه بدعة » و احمد بن حنبل ، سفيان ثورى با او همعقيده بودند . « 3 »
ششم - صفاتيهء قديم
صفاتيهء قديم ، علاوه بر صفات حقيقى خداوند كه علم و قدرت و حيات و اراده و سمع و بصر و غيره است ، صفات ديگرى را كه صفت افعالى او هستند و از ظاهر لفظ تجسم استفاده مىشود ، صفت حقيقى او مىدانستند ، و آنها را « صفات جبريه » نام مىدادند ؛ مانند دو دست و دو پا و روى داشتن . اين صفات را بدين سبب جبريه ناميدند ، كه گفتند از پذيرفتن اين صفتها ناچار هستيم ، و اين الفاظ را كه در قرآن آمده است ، تأويل نمىكردند . و علاوه بر آن وجود صفتها را غير از وجود ذات موصوف مىدانستند ، به همين ملاحظه آنان را صفاتيه ناميدند . « 4 »
تفاوت اين گروه با مشبهه ، كه در آخر خواهد آمد ، اين است كه صفاتيه ،
هامش
( 1 ) ملل و نحل ص 61 .
( 2 ) ملل و نحل ص 123 و 124 .
( 3 ) ملل و نحل ص 125 و 126 .
( 4 ) ملل و نحل ص 123 و 124 .