است ، چگونگى پىبردن به اين دو ، از يكديگر جدا مىباشد .
و نمىشود بگويند ، آگاهى يافتن از معجزات ديگر پيمبر ، به مانند آگاهى يافتن از معجز بودن قرآن است ؛ زيرا در آن معجزها گفتگوها هست ، اما در قرآن هيچ گفتگوئى نيست ؛ براى اينكه هركس ، در خود مسلمانى ناسازگارى دارد ، در اينكه مىداند قرآن از پيمبر است ، با مسلمانان دمساز است . هرچند با درست دانستن معجزات ديگر ، ناسازگار مىباشند ، و گمان دارند آنها نادرست هستند ، و به همين - گونه ، گروهى از مسلمانان باور كردهاند ، اين معجزها از پيمبر سر نزده است ؛ زيرا نظام شكافته شدن ماه را نادرست شمرده و گفته است ، از راه يكانهاى اندكى از مردم ، به ما رسيده است ؛ و بسيارى از متكلمان گروه معتزله و جز آنان يادآور شدند ، كه چون همهء گروه مسلمانان بر سرزدن اين معجزها گرد آمدهاند ، آنها را پذيرفتهايم ، نه از اين راه ، كه گروه بىشمارى پىدرپى ، اين آگهىها را به ما رسانده باشند . و گفتن اين سخنان ، اين را از ميان نمىبرد ، كه با گونهاى دليل آوردن ، دانسته شده باشد .
پس اگر بگويند : چرا مىپنداريد پيشآمدهائى شده است ، كه از رسيدن سخنان آشكار پيمبر ، به بيشتر مردم ، جلوگيرى كرده است ، و رويدادهائى شده است ، كه از آشكار كردن آن روىگردان نموده است تا جائى كه آگاهى از آن پوشيده مانده است ؟ پس اين ادعائى كه مىكنيد ، پذيرفته نيست ؛ زيرا بر روش خودتان پايه نهاده شده است .
گفته خواهد شد : ما جز چيزى را كه پيش خودمان ، و پيش كسانى كه با ما ناسازگار هستند ، آشكار دانسته شده است ، ادعا نمىكنيم ، و كسانى كه با ما ناسازگارند ، از اين كه از آشكار كردن آنها ، كسى را روىگردان كرده باشند ، پيشگيرى مىكنند ؛ آيا نمىبينى ، آنچه را ما مىگوئيم : پيمان فرماندهىها ، به جز آن گونه كه پيمبر آشكار گفته بود ، بسته شد ، اين سخن را نادرست دانستند ، و با كسانى كه آن را مىآورند ، به دروغگو بودن ، برخورد مىكردند ، و پست مىشمردندشان و آنان را كه باور مىداشتند ، اندك ، و بيرون از گروه مسلمانان
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 848
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٨٤٨