پس اگرچه شيعه ، به پذيرفتن سخن ناسازگار ، با امام بودن امير مؤمنان ، پيشى نگرفتهاند ، اما ديگران پيش از آن ، سخنانى ناسازگار ، با اين را پذيرفته بودند ، و از آگهى دادن به وجود شهرها ، به همينگونه جدا مىباشد ؛ زيرا هيچ انگيزهاى براى كسى ، پيدا نمىشود ، كه او را وادار كند موجود بودن شهرها را نادرست بداند ، بلكه انگيزههاى فراوان بر اين هست كه به جستجو از وجود آنها بپردازد ، و يا از جستجو كردن از وجود آنها نگريزد . و براى همين ، آگاهى يافتن از وجود شهرها ، كسى را فراگير است ، كه آگهىها را شنيده باشد .
پس اگر بگويند ، آيا چنين نيست ، كه آگاه بودن از وجود سخنان آشكار پيمبر ، بر امام بودن امير مؤمنان ، به مانند دانا بودن از نمازهاى پنجگانه ، و روزه و حج و زكات و چيزهاى ديگرى به مانند آن است ، كه دانستهاند ، به آن فرمان داده شده است ؛ هرچند ، دانستن آنها پيش شما براى همهكس آشكار نيست ، پس اين دو ، از يكديگر جدا مىباشند .
گفته خواهد شد : راست دانستن چيزهائى كه پرسيديد ، تنها براى اين نيست ، كه فرمان آشكار به انجام دادن آنها رسيده است ، بلكه از اين راه دانسته شدهاند ، كه سخنان آشكارى ، دربارهء آنها رسيده است و گروهى بزرگ ، و انبوه و بيشترين سياهى مردم مسلمان آنها را پذيرفتند ، و رفتار كردن به آن فرمانها به همهء اينها افزوده شد ؛ و هيچ انگيزهاى كسى را وادار نكرد ، كه چيزى از آن را پوشيده نگه دارد ، و هيچ چيز از گفتن آنها به ديگران ، كسى را روگردان ننمود ، بلكه انگيزههاى فراوان ، براى اين بود ، كه آگاهى از آنها را پراكنده كنند ؛ زيرا به پا ايستادن دين و مسلمانى ، به همين كارها وابسته است . و همهء اينها ، در آگهىهاى
هامش
ذهن متمايل به چيزى بر خلاف نتيجه باشد ، بلكه بايد هنگام توجه به دليل ، ذهن متمايل به درست بودن هيچ يك ، از دو طرف نفى يا اثبات در قضيه نباشد ، و اين سخن مورد توجه و قبول همهء محققان جديد و قديم است ، و محققان جديد در مورد لزوم يا عدم لزوم فرضيه در مسايل تجربى به گفتگو در آن پرداختهاند .