پس هرگاه ، در ميان چيزهائى كه دانا شدن به چيزى را فراهم مىكنند ، چيز ديگرى هم باشد ، كه از پديد آمدن دانائى ، جلوگيرى كند ، در آنچه روش هميشگى كار ، راه پىبردن به راست بودن آن باشد ، شايستهتر است چنين چيزى از دانا شدن به آن جلوگيرى كند .
و از اين سخن برنمىآيد ، كه بايد ، پديد آمدن دانائى ، و باور كردن چيزى بر اين ايستاده باشد ، كه انگيزهاى به باور كردن چيزى كه پيش از اين پيدا شده و ناسازگار با اين سخن است ، گرچه اندكى هم باشد ، به آن نكشاند ، چه انگيزهء ديگرى پيش از اين پيدا شده باشد ، يا پيش از اين پيدا نشده باشد « 1 » .
هامش
شدن علم به نتيجه ، از قياس درست ، مطابق با عقيدهء محققان از فلاسفهء اسلامى است ، كه دربارهء تأثير اشياء نسبت به پديدآمدن آثار ، و يا تأثير مقدمات در ذهن يا علم به نتايج گفتهاند ؛ زيرا آنان هرچه را علت و ديگرى را معلول مىگوئيم ، نحوهء تأثير آنها در يكديگر را ، اعدادى مىدانند و مىگويند ، علل ذهنى يا علتهاى خارجى ، مناسبتى براى موجود شدن معلولات خارجى يا نتايج ذهنى ، فراهم مىكنند و پس از آماده شدن زمينه ، خداوند نتايج و آثار را به وجود مىآورد ، و از بيان شيخ ، درست همين مطلب برمىآيد .
دوم اينكه از بيان شيخ دانسته مىشود : همچنان كه در عالم خارج وجود داشتن مقتضى تنها كافى نيست بلكه موانع وجود آثار ، بايد از ميان برداشته شود تا علت تامه محقق گردد ، و معلول به وجود آيد ، در ذهن نيز به همينگونه است ، و باور كردن چيزهاى نادرست ، و انديشههاى غلطى كه از پيش در ذهن پديد آمده ، از اثر كردن آگاه بودن به مقدمات درست در پيدا شدن نتايج صحيح ، جلوگيرى مىكند ، و بايد در آغاز ذهن را از موانع شستشو داد ، تا پىبردن به نتايج راست و درست ميسر گردد ، و متصوفه و عرفا نيز تخليهء ذهن از مطالب سست را مقدمه براى تجليه و تحليه يعنى آراسته شدن ذهن به نور علم از جانب خداوند مىدانند .
( 1 ) مقصود شيخ از اين عبارت كه در زيرنويس پيش هم اشاره شد ، اين است ، كه از شرط نبودن موانع در ذهن كه ذكر شد ، ما نمىخواهم بگوئيم ، پس از توجه به دليل ، بايد