اين دو جا از يكديگر ، دليل بر نادرست بودن سخن آنان است .
پس اگر بگويند : اگر آنچه شما گفتيد ، خبرى كه دربارهء امام بودن امير مؤمنان هست ، گروههاى بىشمار ، پىدرپى از پيمبر به ما رساندهاند ، درست باشد ، بايد ، آشكار باشد و هيچكس گمانى به نادرست بودنش نبرد ، آنچنان كه همه آشكار مىدانند ، در جهان شهر بصره و شهرهاى ديگرى ، وجود دارد .
گفته خواهد شد : اگر رسيدن آن خبر از پيمبر بدانگونه درست نباشد ، بايد آشكار دانسته شده باشد ، چنين خبرى هيچ نبوده است ، آنچنان كه همه مىدانند ، ميان بغداد و بصره ، شهرى بزرگتر از آن دو شهر نيست ، پس بايد همه را به همينگونه بدانند كه پيمبر - درود بر او و خاندانش بادا - هيچ سخنى ، دربارهء امام بودن امير مؤمنان - درود بر او بادا - نگفته است ؛ آنچنان كه همه مىدانند پيمبر - درود بر او بادا - دربارهء امام بودن مغيرة بن شعبه ، سخنى نگفته است ، و چون ميان اين دو جا ، جدائى مىيابيم ، دليل بر آن است ، كه آنچه گفتند ، نادرست است .
بالاتر از آن ، ما در كتاب عده در اصول فقه ، و در كتاب تلخيص الشافى آشكار كرديم ، و سيد مرتضى ، در كتاب ذخيره و شافى همين را برگزيده است ، كه هر آگهى را گروههاى بىشمار پىدرپى از يكديگر بياورند ، بر دو گونه است « 1 » .
اول : آنكه در همان گروه نخستين باز مىايستد ، پس رواست ، آشكار باشد و گمان به نادرست بودنش نرود ، و نيز رواست درست دانستن آن از آگاهىهاى به دستآوردنى باشد ، و آن درست دانستن آگهىهاى وابسته به وجود شهرها و پارهاى از رويدادها ، و چيزهاى ديگرى ، به مانند آن مىباشد .
گونهء ديگر از اين آگهىها آن است ، كه بىگمان مىدانيم به دستآوردنى است ، و براى راست بودنش ، بايد دليل به دست آورديم ، هرچند گروههاى بىشمار پىدرپى آن را به ما رسانده باشند ، مانند معجزهاى پيمبر - درود خداوند بر او و خاندانش بادا - و آن معجزهائى است ، كه جز قرآن هستند . و مانند سخنان آشكارى كه
هامش
( 1 ) اقسام خبر متواتر و شرايط تحقق آن را شيخ در اينجا آورده است .