تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 828

مساهمون:

ص٨٢٨
مبرد مىگويد : « ولى » كسى است ، كه سزاوارتر به انجام دادن كارى باشد . و معنى « اولى » و « مولى » به مانند معنى « احق » است . پس او هر سه لفظ را به يك معنى نهاده است . اما دليلى كه مىرساند كلمهء ولى در آيه به همين معنى كه گفتيم آمده است ، دو چيز است ، يكى آن كه ثابت گرديد ، كسانى كه ايمان آوردند ، همان‌هايند كه هنگام ركوع كردن زكات داده‌اند ؛ زيرا خداوند برتر از همه چيز ، چون او را به ايمان وصف كرده است ، به دادن زكات هنگام ركوع كردن ، وصف كرده است ؛ پس بايد اين دو كار را با هم ، به نظر آورده باشد . و ما مىدانيم ديگرى جز امير مؤمنان دانسته نشده است ، كه هنگام ركوع كردن ، زكات داده باشد . پس آهنگ كردن همهء مؤمنان از كلمهء
« الَّذِينَ آمَنُوا » *
نبوده دانسته شد . و پس از اين اگر خدا بخواهد ، براى ثابت كردنش دليل خواهيم آورد . دوم : آن كه خداوند برتر از همه چيز ، با كلمهء « انما » جز خودش و پيمبرش و كسانى كه به آنان ، گرويده‌اند « ولى » بودن ديگرى را براى ما نبوده دانسته است ؛ زيرا كلمهء « انما » بودن اين صفت را براى كسانى كه نام برده است و نبودن آن را براى كسانى كه نام نبرده است ، مىرساند . آيا نمىبينى زبان‌دانان مىگويند : « انما النحاة المدققون ، البصريون » نحويان باريك‌بين ، جز بصريان نيستند . « و انما الفصاحة فى الجاهليه » روشن سخن گفتن جز در روزگار پيش از مسلمانى نبوده است . « و انما اكلت رغيفا » من جز گرده نانى نخورده‌ام . « و انما لقيت زيدا » جز زيد با ديگرى برخورد نكردم . « و انما لك عندى درهم » جز يك درهم پيش من چيزى ندارى . و از همهء اين سخنان ويژگى دادن به يك چيز خواسته شده است ؛ زيرا گويندگان اين سخنان ، آهنگ مىكنند ، كه جز بصريان ، ديگرى در علم نحو باريك‌بين نيست ؛ و جز مردم روزگار پيش از اسلام ، ديگرى سخن روشن نمىگويد . و بيشتر از گرده نانى چيز ديگر ، نخورده است . و جز زيد ، با ديگرى برخورد نكرده است . و بيش از يك درهم چيز ديگرى را نبوده شمرده است . اعشى مىگويد :