بالاتر از آن ، چنانچه بپذيريم ، در يكى مجاز است ، بردن آيه ، در آنچه ما گفتيم ، شايستهتر است ، از آنچه آنان مىگويند ؛ زيرا براى مجاز گفتن ما ، گواه موجود است ، و براى آنچه آنان مىگويند ، نه در قرآن ، و نه در آنچه مردم از به كار بردن اين لفظ ، مىشناسند ، هيچ گواهى نيست .
پس اگر آيه را ، در آنچه آنان گفتند ، ببريم از آيه هيچ چيز بدست نمىآوريم ؛ زيرا اين كه مؤمنان براى هماهنگى دينى داشتن ، بايد يكديگر را دوست بدارند ، از چيزهاى ديگرى جز اين آيه ، دانسته شده است ، و چون ما آيه را ، در آنچه گفتيم ، برديم ، چيزى بدست مىآيد ، كه از چيز ديگرى جز اين آيه بدست نمىآيد .
بالاتر از آن ، آنان ناگزيرند ، آيه را به معنى مجازى ديگرى ببرند ، و آن ويژگى دادن سخن خداوند برتر از همه چيز
« الَّذِينَ آمَنُوا » *
مىباشد ؛ براى اينكه روا نيست اين لفظ را فراگير همگى بدانند ؛ زيرا دوست داشتن يكديگر ، براى هماهنگ بودن در دين ، جز براى مؤمنان ديگر روا نيست ، و خود كسانى كه از گفتن « وليكم » روى سخن با آنان است ، بايد از آنان كه در
« الَّذِينَ آمَنُوا » *
آهنگ شده است ، بيرون باشند . و گرنه بدان مىكشد ، كه هركسى مؤمن است ، خودش را دوست بدارد ؛ و چون كلمهء الذين آمنوا ، بايد به كسانى ويژگى يابد كه در اين آيه با آنان سخن گفته نشده است ؛ پس بنابر آنچه آنان كه مىگويند ، اين كلمه فراگير همه است ، بايد به معنى مجازى گردانده شده باشد . و با گفتار آنان ، به دو معنى مجازى گردانده شده است ؛ و هرگاه بگوئيم لفظ « الذين آمنوا » در يك نفر هم حقيقت است ، بيش از يك مجاز در آن نيست ؛ پس در آن معنى كه ما آيه را مىگردانيم ، بهتر است .
و كسى نمىتواند بگويد ، از ركوع فرمانبردارى كردن و فروتنى كردن ، خواسته شده است ، نه معنى ويژهاى كه خم شدن و سر فرود آوردن باشد ؛ زيرا آنچه در آيه خواسته شده ، ستودن زكات دادن است ، نه زكات دادن هنگام خم شدن ويژه در نماز ؛ براى اين كه زكات دادن هنگام خم شدن در نماز ، كاهشى در آن پديد مىآورد ، و نماز را مىگسلد .