دانست ، و كسى در ميان گروه مسلمانان نيست كه شرط بازداشته شدن او از بيراهه رفتن و درست پى نبردن به كارها را پذيرفته باشد ، و با اين همه بگويد ، امام ديگرى جز او مىباشد . پس اگر كسى چنين بگويد ، از آنچه همهء مسلمانان ، بر آن گرد آمدهاند بيرون است .
و چنانچه پارههاى اين دليل را در جاى خود بنهى ، خواهى گفت ، گروه مسلمانان پس از پيمبر - درود خداوند بر او و خاندانش بادا - سه چيز گفتند : گروهى از آنان گفتند ابو بكر ، امام است ، ديگرى گفت ، عباس - خداوند از او خوشنود بادا - امام است ، ديگرى گفت ، على - درود خداوند بر او بادا - امام است ، و همگى بر آن گرد آمدهاند ، كه بىگمان دانسته نشده است ، ابو بكر و عباس ، از بيراهه رفتن و درست پى نبردن به كارها بازداشته شده باشند . و با اين سخن امام بودن آن دو نفر ، از ميان مىرود . و پس از آن كه امام بودن آن دو ، از ميان رفت مىبايست ، امام بودن امير مؤمنان - درودهاى خداوند بر او و خاندانش بادا - ثابت گرديده باشد . و گرنه سخن راست از آنچه همهء مسلمانان گفتند ، بيرون خواهد بود .
و كسى نمىتواند بگويد ، شايد گروههاى سهگانه بيراهه رفته باشند ، و كسانى كه از بيراهه رفتن و درست پى نبردن به كارها بازداشته شدهاند ، سخن چهارمى را در ميان آورده باشند .
اين گفتار از آن روى نادرست است ، كه سخن چهارم ، به آنچه همهء مسلمانان بر آن گرد آمدهاند ، از راست بودن مىافتد ؛ زيرا هيچ يك آنان سخن ديگرى نگفته است ، و آنچه از گزارشات گروه مسلمانان دانسته شده اين است ، كه هيچ گروهى چهارمين سخن را نگفتهاند ؛ پس روا بودن اين كه سخن ديگرى درست باشد نابود گرديد ، و بنابر به هم آوردن دليل ، از راه نخست ، اين پرسش ، هيچ روى نمىآورد .
و به مانند همان دليل نخست ، مىتوان دليلى چنين فراهم كرد ، و گفت يكى از شرطهائى كه بايد ، در امام باشد ، و از هيچ روى گمان بردن ، در آن راه ندارد ، بيشتر بودن پاداش او از ديگران در پيش خداوند برتر از همه است ، و هركس اين را بپذيرد ، امام را على مىداند . زيرا كسانى كه با اين سخن سازگارى ندارند ، و
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 825
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٨٢٥