در خبرهاى بسيار ، روا نمىباشد . و اين به روش هميشگى مردم ، و ناهمسان بودن انگيزههاى آنان بازمىگردد و به همانگونه است ، كه يادآور شدند .
پس اگر بگويند ، چنانچه خداوند برتر از همه چيز ، به يكى از چگونگىها ، با سخن آشكار آگهى بدهد ، و بگويد ، هركس آن چگونگى را داشته باشد ، بدانيد او از بيراهه رفتن ، و ندانستن كارها بازداشته شده است ، روا مىباشد او فرمان بدهد ، چنين كسى را برگزينيد « 1 » .
خواهيم گفت : هرگاه راهى باشد ، آن چگونگى را در كسى بشناسند ، برگزيدن او براى مردم ، روا خواهد بود ؛ زيرا اين خودش گفتن سخنى آشكار براى اندكى شناساندن آن كس است ؛ زيرا با سخن آشكار چگونگى كسى را گفتن به مانند آشكار شناساندن خود او است . و براى همين است كه خداوند برتر از همه چيز ، در كارهاى دينى با چگونگىها آنها را شناسانده است ، نه خود آنها را نام برده باشد و اين رواست ؛ زيرا بهانهجوئى مردم را با گفتن آن از ميان برداشته است « 2 » .
و بنابراين اگر خداوند برتر از همه چيز ، به گروه مسلمانان فرمان بدهد ، كسى را كه در آشكار درستكار است برگزينند ، سپس به آن درستكاران بگويد هركس اين چگونگىها را داشته باشد ، او از بيراهه رفتن و درست پى نبردن به كارها ، بازداشته شده است ، و نشانىهائى براى درستكارى آنان به پا داشته شده باشد و آن نشانىها ، به روش هميشگى كارها موجود باشد ، برگزيدن او روا خواهد بود ؛ آنچنان كه هرگاه كسانى كه درستكار باشند ، به چيزى گواهى بدهند ، رواست ما فرمان داده شويم ، آنچه را گواهى مىدهند ، راست و استوار بشناسيم ، و با گواهى دادن آنان ، راست بودن آنچه گفتند ، استوار دانسته مىشود ؛ هرچند به درستكارى
هامش
( 1 ) نص خفى مورد نظر است و شيخ براى تعيين امام آن را كافى شمرده است .
( 2 ) از اين عبارت ، بر مىآيد كه احكام كلى اسلام همهء پيشآمدهاى تازهاى را كه تاكنون وجود نداشته است تا نامى از آن برده شود زير عناوين كلى شامل مىشود .