گروه مسلمانان چنين كنند ؛ و در اين هنگام استوار نخواهيم دانست ، كه همهء فرمانهاى دين به ما رسيده است . و پذيرفتن اين سخن كه چيزى از آن به ما نرسيده باشد ، به آنچه گذشت كه ، به گفتار و كردار امام ، بايد كار كرد ، زيان مىرساند .
و نيز ، روا داشتن اينكه امام پارهاى از فرمانهاى دينى را نداند ، از پذيرفتن سخنش مردم را گريزان مىكند ، و امام از گريزان بودن مردم از شنيدن سخنانش ، دور داشته شده است .
اما دليلى كه مىرساند ، او بايد ، دليرتر از همهء مردم مسلمان باشد ، اين است ، كه ثابت شد او در كارهاى وابسته به كارزارها فرمانده است ؛ پس او بايد در اين كار ، از همه نيرومندتر باشد .
و در خور فرمانده اين است كه بنابر آنچه گفتيم ، در كارى كه به آن فرمان مىدهد ، بايد از همهء فرمانبردارانش فزونتر باشد ، و براى همين گفتيم ، بايد از همه دليرتر باشد .
امام بايد از همهء گروه مسلمانان خردمندتر باشد . و از خردمند بودن او ، خواسته شده است ، كه نيكو بينديشد ، و دانش استوار ، به اين داشته باشد ، كه هركس را در اندازه نگهدارد ، و به جا با او رفتار كند ، و در كارها ، پايانانديشى كند ؛ و آشكار كرديم كه همهء اينها بايد ، در او باشد . و نبايد او از همهء مردم خوبروىتر باشد ، و بايد بر آنگونه زشت روى ، نباشد كه مردم ، از پذيرفتن سخنش بگريزند .
و آنچه مىرساند ، كه بايد ، سخنى آشكار رسيده باشد ، كه او امام است ، اين است كه چون پيش از اين گذشت ، امام بايد از بيراهه رفتن و پوشيده ماندن كارها بر او بازداشته شده باشد ؛ و هيچ راهى نيست كه بدانيم او بر اينگونه است ، مگر آن كه بايد خداوند برتر از همه چيز ، مردم را از آن آگاه گرداند ، و از دست پيمبرش ، كه راستگو مىباشد ، سخنى آشكار برآورد ، كه او امام است ؛ و يا نشانهاى كه معجز او باشد ، به دست خود امام ، آشكار گرداند ، تا او را راستگو بدانيم ؛ و هردو كار روا مىباشد ؛ و هركدام باشد ، امام به برگزيدن مردم ، نخواهد بود .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 818
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٨١٨