تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 819

مساهمون:

ص٨١٩
پس اگر بگويند « 1 » هرگاه خداوند برتر از همه چيز ، بداند ، كه مردم جز كسى را كه از بيراهه رفتن و پوشيده ماندن كارها ، بر او بازداشته شده باشد ، نخواهند برگزيد ، تا فرمان دادن آنان به برگزيدن او خوب باشد ، آيا روا نخواهد بود خود گروه مسلمانان او را برگزينند ؟ خواهيم گفت : در اين جا به دانا بودن خداوند نبايد نگريست ؛ زيرا دانا بودن خداوند برتر از همه چيز ، به اين كه مردم ، جز كسى را كه از بيراهه رفتن و پوشيده ماندن كارها بر او ، بازداشته شده باشد ، نخواهد برگزيد ، براى خوب بودن فرمان دادن آنان به برگزيدن او ، بس نيست ؛ زيرا مردم راهى ندارند ، كسى را كه از بيراهه رفتن و پوشيده ماندن كارها بر او بازداشته شده است ، با ديگرى كه از آن بازداشته نشده است از هم جدا كنند . پس هرگاه ، به آنان فرمان داده شود ، چنين كسى را برگزينند ، به انجام دادن كارى تاب نياوردنى ، فرمان داده شده‌اند ، و فرمان دادن به آن كار بدى است ، و كار تاب نياوردنى ، آن است ، كه نشانى براى شناختنش نباشد . و چنانچه فرمان دادن به برگزيدن امام كه كارى تاب نياوردنى است ، روا باشد پس هرگاه ، خداوند بداند ، پاره‌اى از كسانى كه تكليف داده شده‌اند ، پيش مىآيد ، برخوردى كارى را درست انجام بدهند ، بايد فرمان دادن به برگزيدن پيمبران ، و كارهائى كه بايد در دين انجام گردد ، و آگاهى دادن از گذشته و آينده ، و چيزهاى پنهان ، نيز روا باشد . پس اگر چنين كار ناروائى را ، چنان كه موسى بن عمران آن را روا دانست ، آنان نيز روا دانند ، به ايشان گفته خواهد شد ، هرگاه خداوند بداند ، پيش خواهد آمد ، كه برخوردى به او و چگونگىهايش پى مىبرند ، چرا روا نباشد ، بدون به پا داشتن نشانىهائى ، مردم را به شناختن خودش و چيزهاى دانستنى ، فرمان بدهد ؟
هامش
( 1 ) اثبات انتصابى بودن امام و ابطال انتخابى بودن او است كه چند صفحه پيش از اين هم ذكر شد .