تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 813

مساهمون:

ص٨١٣
آنان زيان نرسد ، خوب باشد ، كسى را به سرپرستى آن كار بگمارند ، و بدانند او به آن كار شناسا نيست ؛ و ما جز اين را مىدانيم . اكنون كه آنچه گفتيم ثابت گرديد ، سخن آنان كه مىگويند ، هرگاه كارى پيش بيايد ، كه امام نداند ، فرمان خداوند ، در آن‌باره چيست ، به دانشمندان بازگشت خواهد كرد ، و از آنان خواهد پرسيد ، اين سخن نادرست است ؛ زيرا ما آشكار كرديم ، خود نداشتن دانائى به كارى ، كه بايد انجام داده شود ، به سرپرستى آن كار ، گماردن او را ، بد مىگرداند ؛ نه آن‌كه نبودن راهى ، براى آگاه شدن از آن ، سرپرست شدنش را بد كرده باشد ؛ و چيزى كه آنان ياد كردند ، پاسخ براى كسى است ، كه مىگويد ، كسى را كه آگاه از كارى نيست ، براى اين بد است ، او را به سرپرستى آن بگمارند ، كه راهى براى دانستنش ندارد ؛ و ما اين را نمىگوئيم . اين سخن هنگامى است ، كه پرسيدن از ديگرى را ، راه دانستن كارهاى دينى بدانيم ، و با اين‌كه پيش ما كار به جز اين است ، چه بايد او بكند ؟ و بنابر آنچه گفتند ، مىبايست كار پيشوائى به كسى وا گذاشته شود ، كه هيچ چيز از كارهاى وابسته به دين را نداند ، و در همهء آنها به دانايان بازگشت كند و آنان چنين چيزى نمىگويند . و مىبايست ، پادشاه كار وزارت را به كسى واگذارد ، كه از كارهاى وابسته به آن هيچ نداند ، و هنگامى كه به انجام دادن كارى نياز پيدا شود ، آن را به ديگران بازگشت دهد ؛ و با آنچه گفتيم ، اين سخن نادرست است . پس اگر بگويند ، بنابراين امام بايد ، به هرچيز ساختنى و پرداختنى و پيشه - ورىها ، و ارزش چيزهائى كه نابود مىشوند ، و تاوان بزه‌ها آگاه باشد ، زيرا در همهء اينها گفتگو پيش مىآيد و آن را به سوى امام مىبرند ، و از اين برمىآيد ، كه امام بايد به چيزهاى بىپايان آگاه باشد ، و بداند در آنها چه بايد بكنند ؛ زيرا رويدادهاى بىپايان پيش مىآيد . گفته خواهد شد : ما گفتيم ، امام به همهء آنچه از دين رسيده است ، بايد آگاه باشد ؛ زيرا او در اين كارها فرمانده مىباشد ، و از اين برنمىآيد كه او بايد ، به