تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 811

مساهمون:

ص٨١١
استوار به كارها داشته باشد . و او را در اين كار زبردست بشناسد و بداند ، از همه چيز اين كار ، آگاه است ، و خوب نيست كسى را در همه كار خود ، يار و مستشار ، بگيرد ، كه به هيچ‌يك از كارهاى او ، يا بيشتر آنها شناسائى ندارد ؛ هرچند راهى داشته باشد ، كه از آن آگاهى و به آن شناسائى ، به دست آورد ، و اگر چنين كسى را برگزيند ، كارهاى خودش را نابود گردانيده ، و چيزى را در جز جاى خودش نهاده است ، و از سوى خردمندان ، سزاوار بيشترين سرزنش ، و بالاترين درشتى كردن و خشم گرفتن بر او مىشود ؛ و به همين‌گونه ، هريك از ما هرگاه بخواهد ، ديگرى را در جاى خود به كارى بگمارد ، و پايان‌انديشى دربارهء بوستانش را يا در كارهاى بزرگ خودش را به او بسپارد ، روا نيست كسى را بگزيند ، مگر او را استوار بشناسد ، و بداند ، او مىتواند ، در اين كار به پا ايستد . و هرگاه كسى را كه دانا به آن كار نيست او را در جاى خود براى انجام دادنش بگمارد ، كار خودش را نابود گردانيده ، و در انجام شدنش بىبندوبارى كرده است ، و از سوى خردمندان سزاوار بالاترين سرزنش شده است ، و در شمار همهء كم خردان آمده است ؛ و در همهء اين جاها جدائى ميان اين نيست ، كه براى انجام شدن كارى بر كسى تكيه كنند ، كه هيچ از آن آگاه نباشد ، و يا بيشترش را نداند ، و در هر دو جا واگذار كردن كار ، به چنين كسى بد است . زيرا آنچه كار سپردن به كسى را كه هيچ از آن آگاه نيست ، بد گردانيده است ، در جائى كه پاره‌اى از آن را هم نداند ، نيز بر پا است ؛ زيرا همان چيزى كه با ندانستن پاره‌اى از كار بايد گفته شود ، در واگذار كردن كار به كسى كه هيچ از آن نداند نيز بايد گفته شود . و نداشتن آگاهى در پاره‌اى از كار ، به مانند نداشتن آگاهى از همهء آن كار است . و واگذاردن سرپرستى كردن در كارى به مانند فرمان دادن به انجام دادن خود آن كار نيست ؛ زيرا فرمان دادن به كسى كه كارى را نمىداند ، هرگاه راهى براى آموختنش باشد ، خوب است . آيا نمىبينى ، از هريك ما خوب است ، فرزندش را ، يا فرمانبرش را به كارى كه از آن چيزى نمىداند ، فرمان بدهد ، هرچند خوب نيست سرپرستى كردن كارى را به او واگذارد ، كه هيچ از آن آگاه نيست . پس جدائى
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 811 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى