پاداش بيشترى از ديگران كه زير سرپرستى اويند ، سزاوار باشد ؛ و از اين پى مىبريم چنين چيزى پيش نخواهد آمد ، كه دو نفر با هم شايستگى امامت داشته باشند .
پس اگر بگويند : هرگاه يكى داراى فزونى كمتر باشد ، و آن ديگرى كه داراى فزونى بيشتر است ، چگونگى ويژهاى ، در او باشد ، كه از پيشوا شدنش ، جلوگيرى كند ، چرا روا نباشد ، كسى را كه در فزونى كمتر است ، بر آن ديگرى كه فزونى بيشتر دارد ، پيشوا گردانند ؟
خواهيم گفت : از آنچه گذشت ثابت شد ، كه خود پيش انداختن كسى كه فزونى كمتر دارد ، بر آن كس كه از او فزونتر است ، بدى آن را پديد مىآورد ، و چون به خودى خود ، بد است ، روا نيست ، با پايدار ماندن روئى كه بدى پديد مىآورد ، هيچگاه ، از بدى به خوبى دگرگون شود ؛ آنچنان كه چون ستم كردن بدىها را پديد مىآورد ، روا نيست ، كارى كه ستمگرى است ، مهربانى و نيكوكارى ، و خوب گردد ؛ و اگر چنين كارى روا گردد ، بايد روا باشد ، چنانچه از پيش انداختن شخص گنهكارى بر يك نفر سركش بىپروائى ، درستكارى پديد آيد ، آن گنهكار را پيشوا گردانند ؛ و راه گريزى از اين پرسش نيست ، جز آنچه ما گفتيم .
و كسى نمىتواند بگويد ، آنچه از كارهاى دينى شنيده شده و به ما رسيده است ، به جز اين است ؛ زيرا پيمبر - بر او و خاندانش درود بادا - عمرو بن العاص و خالد بن وليد را بر ابو بكر و عمر ، پيش انداخت ، و زيد بن حارثه را بر جعفر بن ابى طالب ، جلو انداخت ، و اينان برتر و فزونتر از كسانى هستند كه بر آنان پيش انداخته شدند .
نادرستى اين سخن از آن روى است ، كه مىشود ، عمرو بن العاص ، و خالد بن وليد از آن دو كس ، كه ياد گرديد ، در آگاه بودن به سرپرستى كردن كارها ، و نيك انديشيدن در كارزارها ، فزونتر باشند ، و جز در همين كار جلو انداخته نشده بودند .
اما سخن درست ، دربارهء زيد بن حارثه ، نيز مانند همين است . و همانا رسيده است ، كه نخست ، جعفر - بر او درود بادا - جلو انداخته شده بود ؛ و بنابراين ،
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 809
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٨٠٩