و باز داشته شدن از بيراهه رفتن و فراموشكارى ، پيش از پيشوا شدنش را از اين ثابت مىكنيم كه مىدانيم ، هرچه را او بگويد و بكند ، دليل بر آن است ، كه فرمان خداوند همان است و بايد از آن پيروى كرد . پس او را از انجام دادن هركارى كه از پذيرفتن گفتارش ، مردم را گريزان كند ، دور مىدانيم ، آنچنان كه ، دربارهء پيمبر - بر او و خاندانش درود بادا - همين را مىگوئيم ، و چنانچه بينديشيم ، جز از بيراهه رفتن در كارهاى آشكار ، از چيز ديگر باز داشته نشده است ، آنچه را گفتيم ، فراهم نمىكند .
اما سخن گفتن در اينكه او ، فزونتر از همهء مردم است ، در دو جا مىباشد ، يكى اينكه بايد پاداش او ، از هركس كه زير سرپرستى او است ، بيشتر باشد ؛ و روا نيست ، ميان آنان كسى پيدا شود ، كه از او پاداش بيشتر بيابد ، و يا پاداشش با او برابر باشد .
ديگر آنكه در كارهاى آشكار ، كه او بر آنان در آن پيشوائى دارد ، بايد بر همگى فزونى داشته باشد .
دليلى كه نخست را مىرساند اين است : چون استوار گرديد كه امام بايد از بيراهه رفتن و پوشيده ماندن كارى بر او باز داشته شده باشد ، و هركس بازداشته شده بودن او را از اينها براى پيشوا شدنش ، شرط مىداند ، مىگويد ، پاداش او از كسانى كه پيروش مىباشند بيشتر است ، و هيچيك از گروه مسلمانان ميان اين دو چيز ، جدائى نيفكنده است .
و كسى نمىتواند بگويد ، درستى اين سخن ، بر اين پايه است ، كه همهء مسلمانان بر آن گرد آمده باشند و اينكه بر هرچيزى همهء مسلمانان گرد آيند ، درست است ، از راه شنيدنىها دانسته شده است ، و سخن ما در اين است ، كه جز از راه عقل آن را ثابت نكنيم .
اين سخن پيش ما از آن روى ناگفتنى است ، كه همهء مسلمانان از راه انديشيدن به عقل ، بر اين گرد آمدهاند كه بايد امام ، از بيراهه رفتن و پوشيده ماندن كارها بر او بازداشته شده باشد ؛ زيرا ما دليل آورديم ؛ هيچ روزگارى از كسى كه از بيراهه
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 803
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٨٠٣