زير سرپرستى اويند ، درست نمىشود ، بر ايشان است ، كه از او فرمانبردارى كنند ، تا مهربانى بودن وجود او براى آنان ، در كارها ، پديد آيد . و هرگاه فرمانش را نبرند ، سر نزدن كارى كه مهربانى در آن پديد آيد ، از سوى خود آنان بوده است ، و سرزنش به خودشان روىآور است ؛ زيرا مىتوانند آن را از ميان ببرند ، تا امام در كارها گشادهدست گردد ؛ و بنابراين نمىبايست ، ياران او از بيراهه رفتن و پوشيده ماندن كارى بر آنان بازداشته شده باشند .
پس اگر بگويند : بيشترين چيزى كه از اين دليل بر مىآيد آن است ، كه ناگزير امام بايد ، در انجام دادن كارهاى آشكار ، از بيراهه رفتن و پوشيده ماندن چيزى بر او بازداشته شده باشد ، پس چرا روا نگردد ، درونش با برونش ناهمسان باشد ؟
و چرا روا نباشد ، پيش از بدست گرفتن كار پيشوائى ، از بيراهه رفتن و پوشيده ماندن كارها بر او بازداشته نشود ؟ و پذيرفتن اين سخن با روش شما ناسازگار است « 1 » .
خواهيم گفت : دليلى كه ما از اين راه مىآوريم ، براى اين است ، كه بدون هيچگمانى بدانيم ، و از اين بيم آسوده گرديم ، كه كارهاى آشكار امام ، براى انجام دادن تكاليف ما ، بايد مهربانى باشد ، اما بازداشته شده بودن امام ، در كارهاى درونى او ، و پيش از بدست گرفتن كار پيشوائى را از دليل ديگر به آن پى مىبريم ؛ و دليلش اين است كه مىگوئيم ، با اينكه كار پيشوائى بيشترين بزرگداشت ، و بزرگ وانمودن امام را فراهم مىكند ، از خداوند كه همهكارش استوار است ، خوب نيست كار پيشوائى را به كسى وا گذارد ، كه روا باشد براى پليدى كه در درونش هست ، سزاوار رانده شدن ، و بيزارى جستن از او باشد ؛ زيرا واگذاشتن پيشوائى به چنين كسى از كم خردى سر مىزند .
هامش
( 1 ) در اين قسمت توضيح داده مىشود كه عصمت شامل كارهاى ظاهرى و باطنى هردو مىشود و همانگونه كه بايد از امام كار بدى كه مردم از آن آگاه مىشوند نه پيش از امام شدن و نه پس از آن هيچگاه بايد از او سر نزند ، او از انديشهء نادرست و بدخواهى درونى نيز بايد دور باشد .