بيم داده است ؛ آنچنان كه از دشمنى كردن و به دشوارى افكندن پيامبر بيم داده است ؛ پس همچنان كه از پيمبر - بر او و خاندانش درود بادا - بايد پيروى كنند ، از راهى كه مؤمنان مىروند ، نيز بايد پيروى كنند .
اما اين سخن هيچ يك از روىهائى را كه در كتاب عده در اصول فقه و در كتاب تلخيص الشافى يادآور شدهايم ، نمىرساند ؛ جز آنكه ما در اينجا پارهاى از آن را مىآوريم ، و سخنان ديگر را به خود آن كتاب باز مىگردانيم :
اول : از آنچه از آيه آشكار است چنين برمىآيد كه اگر كسى دشمنى كردن و به دشوارى افكندن پيمبر را با پيروى كردن از راه كسانى كه مؤمن نيستند با هم گرد آورد ، بيم دادن به او روى مىآورد ، و هركس را چنين باشد ، مىگوئيم او بيم داده شده است ، پس از كجا بدانيم ، از پيروى كردن راه جز آنان به تنهائى نيز ، بازداشته شدهاند ؟
و نمىتوانند بگويند ، چون ، بيم دادن به تنهائى براى به دشوارى افكندن پيمبر ، روى داده است ، بايد پيروى كردن از راه كسانى كه مؤمن نيستند ، به همينگونه باشد ، و بيم دادن ، تنها به همان روى آورده باشد .
اين سخن از آن روى گفتنى نيست ، كه از آنچه آيه در آن آشكار است ، دشمنى كردن با پيمبر را ، بر اينگونه ، نمىدانيم كه بيم دادن ، تنها به آن روى آورده باشد ؛ بلكه از راه جداگانهاى مىدانيم كه دشمنى كردن با پيمبر ، اگر به تنهائى هم باشد ، به آن بيم داده شده است ، و چنانچه ما را با آنچه از لفظ آشكار است ؛ بگذارند ، از اين آيه ، به آن پى نمىبريم .
و نمىتوانند بگويند ، اگر براى دشمنى كردن با پيمبر ، به تنهائى سزاوار بيم دادن نشوند بايد ، روا نباشد آن را به كار ديگرى پيوسته گردانند ، كه به تنهائى بر آن سزاوار بيم دادن نشوند ، تا بيم دادن به آن روىآور شود ، آنچنان كه روا نيست ، كارى را كه انجام دادنش روا مىباشد ، به آن بيفزايند ، تا بر آن هم ، سزاوار بيم دادن گردند .
اين سخن از آن روى ناگفتنى است ، كه مىشود ، كارى را كه به آن سزاوار
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 786
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٧٨٦