تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 789

مساهمون:

ص٧٨٩
كسانى كه با ما ناسازگارند دلالت داشتن روبرو سخن گفتن با كسى نادرست است ؛ و چنانچه با اين كه مورد گفتگو است ، آن را بپذيريم ، مىبايست ، پيروى كردن از راه مؤمنان ، با پيروى كردن از آنچه راه آنان نباشد ، با يكديگر ناسازگار باشند ؛ و بسا شود ، براى اين‌كه از پيروى كردن راه مؤمنان بازداشته نشده‌اند ، اين دو ناهمسان يكديگر باشند ، سپس ، پيروى كردن از راه مؤمنان ، دست‌رس اين است كه يا پيروى كردن و نكردنش هردو روا و يكسان است ، و يا با اين‌كه هردو روا باشد ، پيروى كردنش ، بهتر از نكردن است ، و يا بر اين‌گونه است ، كه بايد از آن پيروى كرد ؛ پس از كجا به دست مىآيد كه بايد از آنان پيروى كرد . و نمىتوانند بگويند ، چون دو راه بيشتر نيست ، يكى راه مؤمنان است ، و ديگرى راه جز مؤمنان است ، پس هرگاه از پيروى كردن راه جز مؤمنان بازداشته شده باشند ، مىبايست ، راه مؤمنان را پيش گيرند . اين سخن از آن روى ناگفتنى است ، كه روا مىباشد از پيروى كردن هردو راه بازداشته شده باشند : به اين‌كه راه هيچ‌كس ، را پيروى نكنند ؛ زيرا پيروى كردن اين است ، كه مانند كارهاى آنان را انجام بدهند ؛ و مىشود كسى مانند كار ديگرى را بكند و براى اين نباشد ، كه همساز با كار او گردد ؛ زيرا گاهى كار يكى به مانند كار ديگرى است ، هرچند براى پيروى كردن از كار او نباشد . آيا نمىبينى ، دو نفر از يك راه مىگذرند ، و يكى از آنان به مسجد بزرگ شهر روى مىآورد ، و ديگرى به سوى ميكده و خرابات قدم برمىدارد ؛ در اين هنگام هيچ‌يك از آنان ، ديگرى را پيروى نمىكند ؛ زيرا هريك چيزى را آهنگ كرده‌اند ، كه جز آهنگ ديگرى است . و از آن سخنان اين است كه چنانچه بپذيريم ، بايد از راه مؤمنان ، پيروى كرد ، از كجا مىدانيم ، از مؤمن بودن بيرون نروند ، و چنان شود ، كه بايد از آنان پيروى نكنند ، و ما نمىدانيم ، از مؤمن بودن ، بيرون نمىروند ، مگر پس از آن‌كه از دليل ديگرى دانسته باشيم ، در هر روزگارى ، به هر راهى آنان بروند ، بايد از آن پيروى كرد .