تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 783

مساهمون:

ص٧٨٣
نمازها ، و روزه ، و حج و زكات ، و گاهى نيز مىشود ، چيزى را گروههاى بىشمار پىدرپى از يكديگر نياورده باشند ، پس آنها دانسته نمىشوند . و هرگاه چيزهائى را از راههائى به دست آورند كه آگاهى بىگمان از آن فراهم مىشود ، چنين نيست كه بايد چيزهاى ديگرى را هم ، كه اين گونه راه برايش نيست ، بتوان به دست آورد ؛ و چون اين دو گونه حكم با هم يكسان نيستند ، كسانى كه با ما ناسازگارند ، به مانند كردن جاهائى كه حكمش دانسته نشده است با جائى كه حكمش دانسته شده است ، پناه مىبرند ، و با به كار بردن كوشش‌ها در انديشيدن ، با انديشهء خود ، و با رفتار كردن به آگهىهائى كه از يكان‌هاى باشمار فرامىگيرند ، حكمش را به دست مىآورند ؛ و هيچ يك اين راهها پيش ما درست نيست ؛ زيرا ما در جاهائى از كتاب‌هاى خودمان نادرستى آن را آشكار كرده‌ايم . پس اگر بگويند : چنانچه بينديشيم ، همان گروههاى بىشمارى كه آگهىها را به گروههاى بىشمار ديگر پىدرپى مىرسانند ، همهء فرمان‌هاى خداوند را به همين گونه به مسلمانان خواهند رسانيد . پس چه دليلى داريد ، كه بايد امام موجود باشد ؟ خواهيم گفت : چون مىدانيم بيشتر فرمان‌هائى كه پيمبر آورده است ، گروههاى بىشمار ، آنها را پىدرپى از يكديگر به ما نرسانده‌اند ، از اين راه دليل آورديم كه بايد كسى وجود داشته باشد ، و او از بيراهه رفتن و فراموش‌كارى بازداشته شده باشد ، تا فرمان‌هاى خداوند را ميان مسلمانان نگهدارى كند ، و هرگاه بينديشيم همهء فرمانها را گروههاى بىشمار پىدرپى به يكديگر رسانده‌اند تا به ما رسيده است ، از اين راه دليل نمىآوريم ، آنچنان كه اگر در دليل نخست نيز بينديشيم كه همهء مردم از بيراهه رفتن و فراموش‌كارى بازداشته شده‌اند آن دليل را كه گذشت نمىآوريم . بالاتر از آن ؛ ناگزير از آن است كه مردم بايد فرماندهى داشته باشند ، تا براى از ميان رفتن كارهاى بد ، و از ميان برداشتن چيزى كه آنان را به او نيازمند مىگرداند از بودنش به مهربانى برسند و در اين جا نيز به همين گونه است . پس اگر بگويند : از كسى كه اين راه را وارونه كرده است ، جدا شويد ؛ زيرا
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 783 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى