مىرساند « و اين تعليم سمعى » او است .
ديگرى كار تعليم عمومى و همگانى مردم است ، كه رموز علمى و صنعتى خداوند را كه در آفريدگان ، نهفته است ، از راه هدايت درونى و الهام باطنى به آنان نشان مىدهد ، و مىفهماند « و اين تعليم بصرى » او است .
بنابراين پيمبران ، و روح الامين به كمك يكديگر مردم را آموزش مىدهند ؛ زيرا آنچه را انبيا از روح الامين شنيدهاند ، براى مردم مىخوانند ، و روح مرموزات گفتار آنان را از راه نشان دادن ريزهكارىهاى علمى جهان مرئى ، به آنان مىفهماند و الهام مىكند .
پيمبران الفاظ و جملاتى را كه آيات كتاب الهى هستند ، و آن را از روح الامين شنيدهاند بر مردم مىخوانند ، و از اين راه آنچه روح الامين ، از راه هدايت درونى به آنان آموخته است ، به يادشان مىآورند ، و به مردم فرمان مىدهند كه آن آيات را بنويسند ، و نگهدارى كنند و بخوانند تا هميشه آنچه را آموختهاند ، يادشان بياورد ، و از آن فراموش نكنند .
و اين ترتيب پديد آمدن كتاب علمى ، و عينى ، و خواندنى ، و نوشتنى خداوند است . اينها مطالبى بود كه از مقدمهء قيصرى بر كتاب شرح فصوص الحكم محيى الدين عربى و از كتب متصوفه ديگر و بيشتر آن از كتاب جامع الحكمتين و زاد المسافرين ناصر خسرو اسماعيلى مذهب قباديانى و كتب ديگر او جمعآورى شده است ، و اين روش مشترك ، ميان تعليمات نظرى صوفيه ، و فرقهء باطنيه اسماعيلى مذهب است ، كه از جهت اشتراك در روش ، به اهل باطن نسبت داده شد ، تا شامل هر دو گروه گردد .
ناصر خسرو در كتب خود درجات و مراتب اين تجلى را به مراحل عقل و نفس و نه فلك و چهار عنصر ، و سه مولود ، و عالم مثال و نه مقولهء عرضى تقسيم كرده ، و جلوات گوناگون روحانى و معنوى و محسوس مادى را ، بر اقسام كلام خداوند كه اخبار و انشاء ، امر و نهى و تمنى و ندا و استفهام است ، منطبق كرده ، و در بعضى از كتب متصوفه نيز قطعاتى از اين تفاصيل آمده است .
صفات سلبيه
صفات سلبيه جنبههاى گوناگون توحيد را بيان مىكنند و به كمال و بىكموكاستى وجود خداوند وابستگى دارند صفات سلبيه كه در برابر صفات ثبوتيه هستند ، به مانند آنها هفت صفتاند .