الرحمن مىگويند ؛ زيرا به جاى هواى بيرونشونده از شش انسان است ، و چنانچه در اول گذشت ، ماده براى سر زدن كلمات و حروف سخن گفتن انسان است . و يا به مانند مركب براى نوشتن است « 1 » .
1 - نخستين پرتوافكنى ايجادى يا صدور نفس الرحمن را « فيض اقدس » مىگويند ، و اثر حاصل از آن ، نقشهء اجمالى جهانى است كه صور علمى خداوند مىباشد و « اعيان ثابته » نام دارد ، و هيچ اثر وجودى از آن آشكار نمىگردد .
2 - دومين مرتبهء تجلى ايجادى خداوند براى ذات خود را ، « فيض مقدس » مىگويند ؛ و اثرش گسترش يافتن نقشهء اجمالى ، و پديد آمدن علم تفصيلى به اجزاء تشكيلدهندهء جهان ، و روابط استوار ميان اجزاء آن است ، و اين صور علمى و تفصيلى را عقل اول مىگويند ، و چون جنبهء اجرائى پيدا كرده ، و آماده براى عمل شدن به آن است « عالم امر » يا قضا نام دارد .
3 - پس از آن مرتبهء اجرائى و سازندگى نقشهء علمى و تفصيلى جهان است ، كه براى ساختن آن و براى ريختن نقشهء وجود اشيا در قالبهاى عملى به « عقل عاشر » سپرده مىشود و « عالم مثال يا قدر علمى » نام دارد و از جهت اين كه عقل عاشر جان هستى را در قالبهاى نيستى مىريزد ، آن را « نفس كلى » نام دادهاند .
4 - مرتبهء پس از آن ، ساخته و پرداخته شدن جهان هستى و آشكار شدن نقشهء علمى و صنعتى خداوند بر صفحهء جرم و ماده است ، كه « قدر عينى » ناميده مىشود .
5 - پس از آماده شدن جهان هستى كه براى نشان دادن علم و صنعت خداوند ، به مردم ساخته شده است ، شغل معلمى مردم ، به همان عقل عاشر واگذار مىشود ، و به همين ملاحظه او را روح الامين مىگويند .
پس او از سه جنبه داراى سه عنوان و لقب شده است ؛ ( يكى ) از جهت اين كه نخست نقشهء تفصيلى و علمى جهان را از خداى خود آموخته است ، عقل نام دارد .
( دوم ) براى اين كه آن نقشه را به اجرا مىگذارد ، نفس كلى ناميده مىشود . ( سوم ) چون شغل معلمى به او واگذار شده و آورندهء علوم به سوى مردم است ؛ او را روح الامين مىگويند .
روح الامين ، يا نفس كلى مأموريت معلمى خودش را از دو راه اجرا مىكند :
يكى كار خصوصى او است كه با پيمبران سخن مىگويد و سخنان خداوند را به آنان
هامش
( 1 ) مصباح الهدايه و مفتاح الكفايه عز الدين كاشانى ص 95 و 96 و مقدمهء شرح فصوص قيصرى در صفحات متعدد .