همگى در آن يكسانند .
پس اگر بگويند : كسانى كه در روزگار پيمبر - بر او درود بادا - و به همين گونه در زمانهاى امامان در دورترين شهرها مىزيستند ، آيا چنين نبود ، كه چون ، گروههاى بىشمار بسيار ، فرمانها را به آنان مىرساندند ، بهانهجوئىهاشان ، براى پذيرفتن درست بودن آنها بريده مىشد ؟ پس چرا روا نباشد ، در روزگارهاى آينده نيز به مانند آن باشد .
گفته خواهد شد : ما نمىگوئيم بهانهجوئىهاى تكليفشوندگان ، در آنچه مردم بسيار و بىشمار ، پىدرپى به يكديگر رسانده باشند از ميان نمىرود ؛ اما درست رسيدن همهء آنها را استوار نمىدانند ، مگر كسى در پى آنان باشد ، كه از بيراهه رفتن و فراموشكارى نگهدارى شده باشد ، و كسانى كه در روزگار پيمبر و امامان - درود بر ايشان بادا - در دورترين شهرها بودند ، استوار مىدانستند ، كه همهء آنچه به آن فرمان داده شدهاند ، به آنان رسيده است ؛ زيرا پيمبر ، و يا امام - بر آنان درود بادا - در پى آنان بودند پس در همهء روزگارهاى آينده ، بايد به همين گونه باشد .
و آشكار بودن دانائى گروههاى بىشمار و بسيارى كه سخنى را ، هرگروهى پس از گروهى پىدرپى براى گروههاى ديگر مىبرند ، از اين جلوگيرى نمىكند ، كه از بردنش براى ديگران ، خوددارى كنند ، چه آهنگ اين را داشته باشند ، كه به ديگران گفته نشود و يا پوشيدگى بر آنان درآمده باشد ، و يا هريكى پس از ديگرى ، از بردن آن سخن براى ديگران ، سرگرم كارى باشند ، تا جائى برسد ، كه آن سخن را يكانهاى بىشمارى براى مردم ببرند .
و كسى نمىتواند بگويد ، اين گفتار ، در رسيدن همهء معجزهاى پيمبر - بر او و خاندانش درود بادا - گمان پديد مىآورد ، و در اين كه با قرآن كسى برابرى نكرده است ، و در اين كه شايد پرستشهاى ديگرى بوده است ، و از بردن آنها براى ديگران خوددارى شده است ، و در اين كه شايد ، پيامبر ديگرى ، برانگيخته شده است ، و در اين كه شايد ، ميان بغداد و بصره شهرى بزرگتر از اين دو شهر ، باشد ، و آهنگ كرده باشند ، كسى از آن آگهى نيابد ، يا براى چيزهاى ديگرى ، از آنچه گفتيد ، اين
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 780
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٧٨٠