آگاهىها را براى ديگران نبرده باشند ، در همهء اينها گمان پديد مىآيد .
اين سخن براى آن گفتنى نيست ، كه معجزهاى پيامبر - بر او و خاندانش درود بادا - روشن نشده است همهاش را گروههاى بىشمار و بسيار ، پىدرپى به يكديگر گفته باشند ، و اين را بايد پذيرفت ، و گفتگو در آن به مانند گفتگو در فرمانهاى ديگرى است ، كه پيمبران آوردهاند . و از اين ترس آسودگى نيست ، مگر دانسته شده باشد ، كسى در پى گروههائى كه اين سخنان را براى يكديگر مىبرند هست ، و او از بيراهه رفتن و فراموشكارى بازداشته شده است ، تا هرگاه ، از بردن فرمانها ، براى ديگران ، دست باز دارند ، او خودش آنها را ، آشكار نمايد .
اما پوشيده نگهداشتن شهرها ، بر اين پايه را نبايد پذيرفت ؛ زيرا روش هميشگى مردم بر اين نيست ، كه انگيزهاى ، آنان را وادار كند ، تا شهرى از شهرها را پوشيده نگهدارند ؛ بلكه روش هميشگى آنان بر اين مىگذرد ، كه انگيزهء فراوان براى بردن آگهىهائى داشته باشند كه از راه خود مىگذرد . پس چگونه مىتوان اين را به چيزى مانند كرد ، كه مىشود ، انگيزهاى به دست بازداشتن از گفتنش و به پوشيده نگهداشتنش باشد .
اما دربارهء قرآن ، ما از اين ترس ، آسودهايم كه كسى با آن برابرى كرده باشد ؛ زيرا اگر با آن برابرى شده بود ، مىبايست ، انگيزهها بر اين فراوان باشد ، كه برابرى شدن با آن را ، براى ديگران ببرند ، و بايد دانسته شده باشد ؛ زيرا هيچ چيز از بردن اين آگهى ، براى ديگران ، روگردان نمىكند ؛ براى اين كه در آن هنگام ، قرآن به گمان آنان پوشيدهكارى پديد مىآورد ، و برابرى شدن با آن براى كسانى كه با آن برابرى كرده باشند دليل و بهانهاى بر نادرست بودنش مىباشد و بردن آگهى از دليل شايستهتر از بردن چيزى است ، كه پوشيدهكارى پديد آورد .
و نمىشود ترس از مسلمانان از بردن اين آگهى جلوگيرى كند ؛ زيرا اگر جلوگيرى كردن ترس از آنان ثابت شود ، از آشكار گفتنش جلوگيرى كرده است ، اما از پوشيده گفتنش جلوگيرى نكرده است .
بالاتر از آن كسانى كه با مسلمانى ناسازگار بودند ، و بويژه در شهرهاى ديگران
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 781
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٧٨١