رفتار كنيم ، بايد راهى داشته باشيم كه به شناختن آن فرمانها برسيم ، و فرمانهائى را كه درست است ، از آنچه پيشوايان در آن گفتگو دارند از هم ، بشناسيم و به آن راهى نمىيابيم جز آن كه كسى از گمراه شدن نگهدارى شده باشد ، و از فراموشكارى و بيراهه رفتن او ، آسوده باشيم ، و بتوانيم به او بازگشت نمائيم ، و بر او تكيه كنيم و او فرمان خدا را به ما برساند .
و كسى نمىتواند بگويد ، هرمجتهدى به حكم خداوند درست پى مىبرد ، و رواست حكم آنچه را تازه پيش آمد كند ، با جائى كه حكمش شناخته شده است ، برابرى دهد ، و با كوشش فراوان آن حكم را از انديشهء خود برآورد .
اين سخن از آن روى گفتنى نيست كه نادرستى آن را در كتاب عده در اصول فقه و اندكى از آن را در كتاب تلخيص الشافى آورديم . و چون فتوى دادن از روى قياس و برآوردن حكم از انديشهء خود نادرست است ، آنچه گفتند ناچيز است .
دليل ديگر اين است ، كه ما دانستيم فرمانهائى كه پيامبر - بر او و خاندانش درود بادا - آورده است ، هركسى پس از او تا روز برپا شدن ساعت بيايد ، بايد به آن رفتار نمايد ، و فرمانهائى كه چنين باشد ، بايد نگهدارى شود ؛ زيرا اگر كسى نگهدارش نباشد ، نمىشود كسانى كه پس از او مىآيند ، به آنچه فرمان داده شدهاند ، دسترسى يابند تا بدان رفتار كنند .
و چون ثابت شد ناگزير بايد كسى نگهدار آن باشد ، از اين بيرون نيست ، كه يا همهء گروه مسلمانان نگهدارش هستند ، و يا پارهاى از آنان ؛ نمىشود همهء آنان نگهدارش باشند ؛ زيرا رواست بيراهه بروند ، و فراموش كنند يا بخواهند و آهنگ كنند سخن نادرستى بگويند . و اين هنگامى است كه بينديشيم ميان آنان كسى كه از بيراهه رفتن و فراموش كردن نگهدارى شده باشد ، وجود ندارد .
پس در اين هنگام كسى بايد نگهدار آن باشد ، كه آسوده باشيم ، دگرگونى در آن نمىدهد ، و كار ديگرى به جاى آنچه فرمان داده شده است ، نمىگذارد ، تا كسانى كه تكليف داده شدهاند ، دسترسى يابند ، به آنچه تكليف داده شدهاند ، برسند .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 778
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٧٧٨