براى همان است كه ما گفتيم .
و كسى نمىتواند بگويد : هرگاه از ميان رفتن بهانهء تكليفشوندگان به بودن امام برپا باشد ، چنانچه ، روا مىبود ، پنهان زيست كند ، روا خواهد بود ، هيچ نباشد و با اين همه از ميان رفتن بهانههاى تكليفشوندگان به او برپا باشد . و چنانچه بگوئيد اگر او هيچ نباشد با ناياب بودنش به چيزى كه بهانهء تكليفشوندگان را از ميان ببرد ، از سوى خداوند به آنان ، مىرسد .
خواهيم گفت ، هنگام پنهان بودن او نيز به همين گونه است ؛ زيرا هرگاه ، نمايان شود ، امام بودنش جز به معجز كردن ، دانسته نخواهد شد ، و معجز كار خداوند است ؛ و پوشيده زيستنش ، كار خود امام است . و هرگاه بگوئيد پنهان زيستنش ، براى كار تكليفشوندگان است ، خواهيم گفت و همچنين چيزى كه او را به كشته شدن برساند ، كار تكليفشوندگان است ، پس چه جدائى براى آن هست ؟
اين سخنان را از آن روى كسى نمىتواند بگويد ، كه بنابر آنچه گفتيم ، اين پرسش به هيچ گروهى از ياران ما روى نمىآورد . و همين پاسخ را سيد مرتضى - خدايش بيامرزاد - برگزيده است ، كه مهربانى به بودن خود او حاصل مىشود ، گرچه پنهان باشد . اما با نبودن او مهربانى درست نمىشود . و آگاه شدن استوار ، به رسيدن همهء فرمانهاى خداوند ، نيز جز با بودن او ، پديد نمىآيد . و كسى كه اين را نمىگويد ، پاسخش اين است ، كه بگوئيم كارگردانى امام ، جز با سه چيز درست نمىشود .
اول : كه ريشهء همه است ، كار خداوند برتر از همه است كه او را آفريده و هست گردانيده و نشانىهائى بر امام بودنش بپاداشته است .
دوم : به كار خود امام بازگشت مىكند و آن بردبارى كردن و بپاخاستن براى انجام دادن خود كارها است .
سوم : گردن نهادن به او ، و پذيرفتن فرمانها و دست بازداشتن از كارهائى است كه ما را از آن باز مىدارد و اين كار از سوى ما مىباشد .
پس كار خداوند برتر از همه چيز پايهء همه است ، و كار امام پيرو كار او است ،
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 775
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٧٧٥