بكنند او باز دارد . پس انديشهء آنان از آمدنش آسوده نمىماند . و از آنچه مىخواهند بكنند ، باز مىايستند .
و نيز بنابر آنچه به زودى ، آشكار خواهيم كرد ، براى بودن او رسيدن همهء فرمانهاى خداوند را به آنان استوار مىدانند ، و اگر باور نمىداشتند كه او هست رسيدن همهء فرمانها را استوار نمىدانستند .
بالاتر از آن مىشود بگوئيم ، دوستان نيز از سوى خودشان پنهان شدن او را به بار آوردند ؛ زيرا اگر براى آنان آشكار مىگرديد ، و مىگفت من امام هستم ، و نشانه - هائى آشكار مىكرد كه معجز او بود ، به گونهاى در آن كوتاهى مىكردند ؛ و براى آنان در امام بودنش پوشيدگى روى مىداد ؛ و باور مىكردند ، امام بودنش نادرست است ، و دشمنانش مىگرديدند ، و چنانچه در آن نيك مىانديشيدند ، پوشيدگى از آنان زدوده مىشد ، و پيشوا بودنش براى آنان آشكار مىگرديد .
و از اين سخن بر نمىآيد ، كه بايد دوستان ، به مانند دشمنان باشند ؛ زيرا دشمنان باور كردهاند كه او پيشوا نيست ، و هركس بگويد پيشوا هستم به مانند او دروغ مىگويد ، اما دوستان چنين نيستند ؛ زيرا پيشوا بودنش را باور مىكنند ، و اين را كه فرمانهايش بايد انجام داده شود ، مىپذيرند ؛ اما در انديشه كردن كوتاهى مىكنند ، و به جدائى ميان آنچه معجز است ، با چيزهائى كه معجز نيست پى نمىبرند ، و كوتاهى كردن در انديشيدن كافر بودن و دشمنى ورزيدن با امام را فراهم نمىكند .
و بسا گفته باشند ، امام براى دوستان از اين روى آشكار نمىشود ، كه اگر نمايان مىگرديد ، به آن مژده مىدادند ، و براى شادمانى كه داشتند ، پارهاى از آنان آگهى از جاى نمايان شدنش را ميان پارهء ديگر از دوستان مىافكندند ، و بدان مىكشيد ، كه گزارشاتش پراكنده شود ، و دشمنان از جائى كه آشكار مىشود ، آگاه گردند .
بالاتر از آن بىگمان ما نمىدانيم كه براى هيچ يك از دوستانش نمايان نمىشود ، و هريك از ما از خودش آگاه است ؛ اما كسانى كه بر آنها آشكار نمىشود ،
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 774
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٧٧٤