انجام بدهد ، روش هميشگى سخن روشن گفتن را از هم بگسلد ، روا خواهد بود ، خداوند كسى را كه دروغ مىگويد راستگو نشان بدهد ؛ و در اين هنگام ، از هم گسيخته شدن روش هميشگى روشن سخن گفتن ، براى نشان دادن معجز بودن قرآن بس نيست . و هنگامى از هم دريده شدن روش هميشگى سخن گفتن راست گفتن او را مىرساند ، كه بدانيم ، خداوند كار بد ، انجام نمىدهد ، و دروغگو را راستگو نشان نمىدهد ؛ و پيش از آن كه شنيدنىهاى شرعى را درست بدانيم ، به اين كه خداوند فرشتگان ، يا پرى را از دروغ گفتن نگهدارى كرده است ، پى نخواهيم برد .
و براى همين ما گفتيم ، از همگسيختن روش هميشگى ، در كارهاى ما معجز بودنش را نمىرساند ؛ زيرا بر ما رواست ، كار بد انجام بدهيم ، و جن و فرشتگان ، به مانند انسانهايند .
پس اگر بگويند : بر اين پايه كه گفته شد ، « 1 » چنانچه آفتاب از جائى كه فرو مىرود ، برآيد ، مىبايست معجز نباشد ، و راستگو بودن كسى را كه آن را معجز خود نشان داده است ، نرساند ؛ زيرا رواست اين كار را پارهاى از پريان و فرشتگان ، پيش از آن كه نگهدارى شده از گناه شناخته شوند ، انجام داده باشند .
گفته خواهد شد : ما همين را مىگوئيم ؛ زيرا انجام شدن چنين كارى ، راستگو بودن او را نمىرساند ، مگر پس از آن كه بدانيم كسى كه روا باشد كار بد از او سر بزند ، نمىتواند چنين كارى را انجام بدهد ؛ چه او از پريان يا از فرشتگان و يا از آدميان باشد . اما با روا داشتن اين كه كار بد از او سر بزند ، راستگو بودن او را نمىرساند ، و اين گفتار ، نه زشت شمرده مىشود ، و نه بزرگ به نظر مىآيد .
ديگر اين كه گفتهاند ، اگر آنچه گفته شد ، در معجز بودن قرآن رخنهاى پديد آورد ، مىبايست ، در معجزات ديگر هم همين رخنه پديد آيد ، و راهى براى ما نخواهد بود ، كه هيچ گويندهاى را ، پيمبر و راستگو بشناسيم .
هامش
( 1 ) يعنى چون گفتند كه سر زدن هركارى از انسان هرچند بزرگ و عجيب باشد راستگو بودنش را نمىرساند .