تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 751

مساهمون:

ص٧٥١
و اين به مانند با خود بردن گفتار نيست ؛ زيرا هرگاه سخنى را پريان به سوى ما بياورند ، كه از جهت روشن بودنش ، به روش هميشگى سخنان ما نرفته باشد ، همان خود آوردنش ، روش هميشگى سخن‌پردازى ما را از هم مىگسلد ، و خداوند برتر از همه ، نيز در اين كار دستى ندارد . و هرگاه پريان جسمى را كه نشان‌دادنى باشد ، با خود بياورند ، خود آوردن جسم ، روش هميشگى ما را از هم نمىگسلد ، و چيزى كه روش هميشگى ما را از هم مىدرد ، زنده كردن جسم مرده است ، هنگامى كه نزديك آورده شده باشد ؛ پس جدائى ميان اين دو كار ، بر هيچ شخص باريك‌انديشى پوشيده نخواهد ماند . اين گفتارى است ، كه پيروان روش « صرفه » آورده‌اند « 1 » و پيش من اين سخنان از روى فراموش‌كارى گفته شده است ؛ زيرا جدائى درستى ميان آن دو كار نيست « 2 » بلكه پاسخ گفتن به آن پرسش ، از دو روى فراهم مىشود . يكى اين كه هرگاه ، پريان جسمى را پيش بياورند ، و خداوند برتر از همه چيز ، روش آنان را بر اين گذرانده باشد ، كه هرگاه به جسم مرده‌اى نزديك شوند ، آن را زنده كنند ، پس از اين دو بيرون نيست ، كه در اين هنگام ، يا خداوند ، آن جسم را زنده مىگرداند ، و يا آن را زنده نمىكند ، پس اگر خداوند آن را زنده گرداند ، رواست پيمبرى كه زنده شدن جسم مرده‌اى را معجز خود اظهار داشته است ، دروغ‌گو باشد و خداوند براى اين آن جسم مرده را زنده گردانيده است ، كه روش هميشگى پريان بر آن بوده است . و چنانچه خداوند آن جسم مرده را زنده نگرداند ، از هم گسيختن روش هميشگى پريان فراهم مىشود ؛ و بسا باشد ، پاره‌اى از پريان پيش پريان ديگر ، به دروغ بگويند ، ما پيمبر هستيم ، و معجزهء خودشان را از هم گسستن روش هميشگى
هامش
( 1 ) معنى روش صرفه گذشت كه گروهى معجز بودن قرآن را براى اين مىدانند كه خداوند مردم را از آوردن سخنانى به مانند قرآن منصرف كرده است . ( 2 ) دو كار يكى بردن جسم از جائى به جائى و زنده شدن آن است ، و ديگرى آوردن جنيان سخنانى فصيح براى كسى است كه مدعى پيمبر مىباشد .