گفته خواهد شد : اين پرسش ، به كسى كه مىگويد ، معجز بودن قرآن براى اين است ، كه خداوند ، مردم را از برابرى كردن با آن ، بازداشت ، روى نمىآورد ؛ زيرا او نمىگويد ، قرآن براى روشن بودنش ، روش هميشگى سخنپردازان را از هم گسيخته است ، تا بگوئيم بايد او روا بداند ، پريان يا فرشتگان از مردم عرب ، روشنگوتر باشند ؛ بلكه او مىگويد ، در ميان سخنان عربزبانها ، سخنانى هست ، كه مانند قرآن ، يا نزديك به آن مىباشد ، و معجز بودن قرآن را براى اين مىداند ، كه خداوند همهء دانشهائى را كه به آن مىتوان ، با قرآن برابرى كرد ، از آنان سترد و بر ستردن اين دانشها كسى جز خداوند برتر از همه چيز توانا نيست ؛ و اين پرسش به كسى كه معجز بودن قرآن را ، براى از اندازه بيرون بودن روشنگوئى آن مىداند ، روى مىآورد ، و به آن كسى ، كه مىگويد ، چون خداوند ، مردم را از برابرى كردن با قرآن جلوگيرى كرد معجز است ، روى نمىآورد .
كسانى كه معجزبودن قرآن را براى فزونى داشتن در روشن بودنش مىدانند ، بسا باشد ، براى اين پرسشها پاسخهائى آورده باشند .
يكى اين كه مىگويند ، اگر معجز بودن قرآن براى جلوگيرى كردن خداوند از برابرى كردن مردم با آن باشد ، مىبايست ، خداوند تكليفشدگان را به تباهى افكنده باشد ، و به گمان انداختن آنان كه تباهىافكنى است ، بر خداوند برتر از همه چيز ، روا نمىباشد .
آنانكه مىگويند معجز بودن قرآن براى اين است ، كه خداوند مردم را از برابرى كردن با آن جلوگيرى كرد ، بر اين سخن عيبجوئى كردهاند ، و گفتهاند ، سر زدن تباهىرسانى ، بر خداوند برتر از همه چيز ، روا نمىباشد ، اما براى اين كه بايد ، از برابرى كردن با قرآن ، جلوگيرى شود ، نبايد از تباهى پديد آمدن ، جلوگيرى كند ؛ زيرا اگر مىبايست هميشه از تباه شدن چيزى جلوگيرى كند ، بايد خداوند برتر از همه چيز ، از انجام شدن هركارى كه پوشيدگى از آن پديد مىآيد ، جلوگيرى كند ، بلكه مىبايست ، تيزدستان چشم دزد و جادوگران را از كارهائى كه انجام مىدهند ، و پوشيدهكارى براى مردم ، پديد مىآورند ، جلوگيرى كند ؛ و اما با اين
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 745
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٧٤٥