تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 727

مساهمون:

ص٧٢٧
نخواهد داد . آيا نمىبينى ، هركس ، ديگرى را بخواند ، كه روى دو پا جستن كند ، اگر بر آن توانا باشد ، در اين كار شتاب خواهد كرد ، و هيچ پوشيدگى بر او راه نمىيابد ، تا با اين‌كه مىتواند از آن كار رو بگرداند . و چگونه رواست ، در برابرى كردن با قرآن ، براى كسانى مانند مردم عرب ، در آن زمان و با آن خرد ، و با آن فزونى ، و دانشى كه داشتند ، و با اين‌كه روش هميشگى آنان بر اين بود ، كه يكديگر را براى سخنورى كردن ، و شعر گفتن به برابرى كردن با خود مىخواندند ، و براى اين‌كه بدانند ، كدام يك بر ديگرى فزونى دارد ، از فرمان‌روايان نظر مىخواستند ، و با اين رويدادها ، كه ما گفتيم ، چگونه مىشود ، در برابرى كردن با قرآن ، بر آنان پوشيدگى روى داده باشد . اما اين‌كه مىگويند آنان گمان كردند ، جنگ از برابرى كردن با سخن گفتن ، بيشتر مىرهاند ، سخنى نادرست است ؛ زيرا پيمبر - بر او و خاندانش درود بادا - با چيرگى يافتن و زبردستى جستن ، پيمبرى خود را آشكار نكرد ، و آنان هم نمىتوانستند با او بجنگند ، و بر او چيره شوند تا پيمبر به جنگ پناه جويد ، و جز اين نكرد كه آنان را به برابرى كردن با قرآن خواند ؛ زيرا آوردن مانند براى قرآن و برابرى كردن با آن براى آنان انجام دادنى نبود . پس در اين هنگام ، بدون هيچ گمانى ، برابرى كردن با قرآن براى آنان ، بهتر از جنگ كردن بود . و اين در صورتى است ، كه بىگمان بدانند ، پيروز خواهند شد ؛ و چنانچه با جنگ كردن به مرگ نزديك مىشدند ، و با اين‌كه در برابرى كردن با سخن گفتن به مرگ نزديك نمىشدند ، پس چگونه مىشود ، برابرى كردن با قرآن با سخن گفتن بهتر از جنگ كردن نباشد ، و مىبايست ، برابرى كردن با سخن گفتن را پيش از جنگ كردن انجام مىدادند ، پس اگر پيروز مىگرديدند ، از جنگ دست باز مىداشتند ؛ و چنانچه به پيروزى نمىرسيدند ، به جنگ كردن باز مىگشتند . بلكه مىبايست جنگ كردن ، و با سخن برابرى كردن را با هم انجام مىدادند ؛ زيرا هيچ يك از اين دو كار ، از ديگرى جلوگيرى نمىكند ؛ براى اين‌كه با سخن برابرى كردن