دادنى نبوده است ، با آن برابرى نكردهاند .
پس اگر بگويند : شايد بپذيريد ، چيزهائى در ميان بوده است ، كه آنان را از برابرى كردن با قرآن روىگردان كرده باشد ؛ و يا آنكه انگيزههاى بسيار بر اين كار نداشتهاند . و از چيزهائى كه گفته شده است ، شايد آنان را از اين كار بازداشته باشد ، پوشيدگىهائى بوده است ، كه براى آنان روى داده بود . و گمان مىكردند ، دست بازداشتن از برابرى كردن با قرآن ، از انجام دادنش بهتر است ؛ زيرا جنگها ، كار را پايان مىدهند ؛ اما برابرى كردن با گفت و شنيد ، كار را يكسره نمىكند ، و يا اين كه ترسيدند ، از برابرى كردن با قرآن شايد كار بدتر شود ، و نمىدانستند ، آيا برابرى كردن با آن ، به جا است ، يا نابهجا است ، و ستيزه و كشمكش پديد مىآورد ، و برندگى مسلمانان استوار مىشود ، و در پايان ، به كارزار مىكشد . و براى همين جنگ را پيش انداختند .
و بسا گفته باشند ، براى آنان دشوار بود ، بدانند ، از مانند قرآن آوردن چه چيز خواسته شده است ، آيا از آنان خواسته شده است ، سخنى بياورند ، كه در آشكار بودن معنى ، مانند قرآن باشد ، يا در اين كه پارههاى سخن ، در جاى خود نهاده شده باشد ، و يا در هر دو چيز ، يا جز آنها به مانند قرآن باشد .
و بسا گفته باشند ، آنان بر اين تكيه كردند ، كه شعرها ، و سخنانى پرداخته بودند ، و آنها را در آشكار بودن معنى ، نزديك به قرآن مىدانستند ، يا بر آن فزونى مىدادند ، و مىپنداشتند ، چنانچه از سر سخنانى را آغاز كنند ، بر آنچه پيش از آن ، پرداخته بودند ، فزونى نخواهد داشت . و به مانند اين مىپنداشتند ، كه كسى ، ديگرى را كه راه مىرود ، از راه رفتن ناتوان بشمارد ، و او را به برابرى كردن با خود در راه رفتن بخواند .
و بسا گفته باشند ، كسانى كه مىتوانستند ، با قرآن برابرى كنند ، اندك بودند ، و آنان با پيمبر سازش كردند ، با قرآن برابرى نكنند ، و ناتوانى خودشان را از برابرى كردن با آن به مردم بنمايانند ، تا چنان كه آهنگ داشتند ، به پايههاى سرورى برسند .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 725
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٧٢٥