شايد از آن معنى كه لفظ در آن آشكار است او به معنى ديگرى رو كرده باشد . از اين سخنان دانسته مىشود ، كه نگريستن در معجز پيمبر ما - بر او و خاندانش درود بادا - شايستهتر است ؛ زيرا با پى بردن به اين كه پيمبرى او درست است ، نادرستى هرچيزى جز آن باشد ، نيز در آن هست ؛ براى اين كه هرچه را پوشيده باشد ، به چيزى كه آشكار باشد ، مىبرند ، و هرچه در آن پوشيدهكارى باشد ، به آنچه پوشيدهكارى در آن نيست برمىگردانند .
اما كسانى كه از ميان رفتن فرمانهاى پيمبرى را ، با رسيدن فرمانهاى ديگر ، به حكم عقل و شرع ، هردو روا مىدانند ، و در پيمبرى پيمبر ما - بر او و خاندانش درود بادا - ناسازگارى دارند ، راه سخن گفتن با آنان اين است ، كه درستى پيمبرى او را براى چنين كسانى بنمايانيم ، تا سخنشان ، نادرست گردد . و از دو راه مىتوانيم درست بودن پيمبرى او را ثابت كنيم :
اول : از راه دليل آوردن همين قرآنى است ، كه با ما هست .
دوم : دليل آوردن معجزهاى ديگر او است . - درود بر او و خاندانش بادا - و ما ، سخن گفتن از قرآن و چگونگى دليل آوردن آن را پيشتر مىآوريم ؛ آنگاه ، دنبالش ، به دليل آوردن معجزههاى ديگر ، اگر خدا بخواهد ، مىپردازيم .
دليل آوردن قرآن درست نمىشود ، مگر پس از آن كه پنج چيز را روشن كنيم :
اول : بگوئيم قرآن در مكه آشكار شده است ، و پيمبر گفته است ، من پيكى هستم كه به سوى مردم برانگيخته شدهام .
دوم : او از مردم عرب خواستار شد ، با اين قرآنى كه در دست او آشكار شده است و مىگويد ، خداوند برتر از همه چيز ، آن را بر او فرود آورده است ، و او را به فروفرستادن قرآن بر او ويژگى داده است ، با هرچه آنان دارند ، و با آن مىتوانند ، با اين قرآن برابرى كنند ، همه را بنمايانند .
سوم : مردم عرب با دراز بودن زمان ، با آن برابرى نكردند .
چهارم : چون برابرى كردن با آن براى آنان انجامشدنى نبود ، و از آن ناتوان
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 715
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٧١٥