برتر از همه چيز ، من را به اين ويژگى داد كه اين قرآن را بر من فروفرستاد ، و به همين من را از ديگران جدا گردانيد ؛ و گفت جبرئيل - بر او درود بادا - آن را بر من فرود آورد و اين كه او اين سخنان را گفته است ، آشكار دانسته شده است ؛ و كسى نمىتواند از آن پيشگيرى كند ؛ و معنى اين سخنان به پايان رساندن خواستار شدن برابرى كردن مردم با قرآن است ، و به پايان رساندن برانگيختن مردم بر اين است كه اگر بتوانند با قرآن برابرى كنند .
و نيز ما دانستيم كه پيمبر - بر او و خاندانش درود بادا - همهء مردم را به پذيرفتن پيمبرى خود ، و به رفتار كردن به فرمانهايش ، و به رها كردن همه چيز و همه دينهائى كه آن را باور كرده بودند ، آنان را به همهء اينها خواند ؛ و كسى كه چنين پايگاهى براى خود ، ادعا كند ناگزير بايد به نشانههائى آشكار سخن خود را استوار گرداند ، چه با دليلى باشد يا چيزى مانند دليل باشد ؛ زيرا در گذشتهها ، هيچكس ادعاى پيمبرى نكرد ، مگر آن كه چيزى را ياد كرد و گفت آن نشان راست گفتن من است ؛ زيرا اگر ادعايش بدون دليل باشد مردم مىشتابند كه او را دروغگو بنمايانند ، و از او چيزى مىخواهند ، كه راست گفتنش را برساند ، و به او خواهند گفت از كجا بدانيم ، تو راستگو هستى ؛ و تو نگفتى كارى انجام مىدهم كه نشان راست گفتن من باشد ، يا سخنى مىگويم كه راستگو بودنم را استوار گرداند .
و چون مردم هيچيك از اين چيزها را نگفتند ، از اين بر مىآيد كه او با همين قرآن گفتار خودش را پاىبرجا مىكرد ؛ و اگر بدون هيچ دليلى ، سخن گفته بود ، با خرد و زيركى كه مردم داشتند ، سخنش را ، نمىپذيرفتند ، و روش گذران هميشگى كار ، بر اين نبوده است ، كه نمونههائى از چنين مردمى ، بدون هيچ دليلى ، يا چيزى كه دليل مانند باشد ، سخنى را بپذيرند ، و اگر بدون هيچ دليلى و بدون چيزى كه دليل مانند باشد ، او را راستگو مىدانستند ، روشى را كه هميشه مردم بر آن كار مىكنند از هم گسيخته بود .
اكنون كه ثابت شد ، ناگزير ، اين كه او گفت ، پيمبر هستم ؛ بايد به دليلى وابستگى داشته باشد ، چيزى نشاندادنى نيست مگر آن كه قرآن از همه آشكارتر و
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 718
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٧١٨