تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 716

مساهمون:

ص٧١٦
بودند ، با آن برابرى نكردند . پنجم : انجام‌نشدنى بودن اين برابرى كردن ، روشى را كه هميشه كار بر آن مىگذرد ، براى آشكار بودن اين گفتار ، از هم دريد . اكنون كه اين سخنان استوار گرديد ، پس يا اين قرآن به خودى خودش ، براى آشكار بودن معنى از آن ، معجز است ، و روش هميشگى كار را از هم مىدرد ، و براى همين با آن برابرى نكردند ؛ و يا براى اين كه خداوند برتر از همه چيز ، آنان را از برابرى كردن با آن روگردان نمود ، و اگر از آن روگردان نمىكرد « 1 » ، با آن برابرى مىكردند معجز است و با هريك از اين دو باشد ، پيمبرى او درست خواهد بود ؛ زيرا خداوند برتر از همه چيز ، دروغ‌گو را به مردم راست‌گو نمىنماياند ، و روش گذران هميشگى كار را ، براى يك ياوه‌گو ، از هم نمىدراند . اما اين كه او در مكه آشكار شد ، و مردم را به سوى خود خواند ، هيچ پوشيدگى در آن نيست ، بلكه نمايان شدنش در مكه ، آشكار دانسته شده است . و هيچ خردمندى آن را نادرست نمىگويد . و آشكار شدن اين قرآن ، در دست او نيز مانند آشكار دانسته شدن همان است ، و گمان بردن به نادرستى يكى از اين دو ، به مانند گمان بردن در نادرستى ديگرى است . و كسى نمىتواند بگويد : چگونه ادعا داريد دانستن آن آشكار است ، با اين كه گروه اماميه ادعا دارند ، در قرآنى كه اكنون در دست است ، دگرگونى و كاهشى پيدا شده است ، و گروهى از پيروان حديث نيز همين را مىگويند . زيرا خواهيم گفت : دانا شدن به پيمبرى او - درود بر او و خاندانش بادا - به دانستن اين كه اين قرآن كه اكنون ميان ما موجود است ، درست همان قرآنى است كه خواستار برابرى كردن با آن شده‌اند ، نيازى ندارد ؛ زيرا با گمان بردن در آن هم از درست بودن پيمبرى او ، آگاه مىشويم . براى اين كه آنچه آشكار است ، و در
هامش
( 1 ) يكى از روشهاى استدلال به معجز بودن قرآن « صرف » است و طرفداران اين روش را « صرفيه » مىگويند .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 716 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى