روشن گرديد .
پس اگر بگويند : شما كه در معجز پيمبر خودتان مىنگريد و از آن به درست بودن پيمبرى او ، و نادرست بودن خبرى كه به ما رسيده است ، پى مىبريد ، با اين كه شما در آن خبرى كه به ما رسيده است بنگريد چه جدائى وجود دارد ؟ پس هرگاه شما هم از درستى خبر ما آگاه شويد نادرستى پيمبرى آن كس را كه مىگوئيد پيمبر است ، باور خواهيد كرد .
پاسخ مىگوئيم : نگريستن در معجز پيمبر ما - بر او و خاندانش درود بادا - بر پايهء چيزهائى كه عقل مىداند ، نهاده شده است ، و به شايد گرفتن و پوشيدگى در آن راه ندارد ؛ زيرا بر پايهء آشكار بودن قرآن و خواستار شدن برابرى كردن ، و چيرگى جستن مردم عرب « 1 » بر آن نهاده شده است ؛ و آنان با قرآن برابرى نكردند ، و چيرگى بر آن نجستند ، و همهاش را سخنانى آشكار دانستند ، و آگاه شدن به اين كه هرچيزى ، بر اين گونه باشد ، معجز است ، و پيمبرى او را مىرساند ، نيز از راه نگريستن با عقل دانسته مىشود . و چيزى را كه عقل بنگرد ، به شايد گرفتن ، در آن راه ندارد . و هرچه را عقل بداند ، از گونهء سخن گفتن نيست ، كه راست بودن و درگذشتن از راستى و گردن نهادن به آنچه از لفظ آشكار است ، يا دست بازداشتن از آن ، راهيافتنى در آن باشد .
و اين كه مىگويند ، فرمانهائى كه موسى آورده است ، از ميان نمىرود ، بر پايهء درست بودن آن خبر نهاده شده است ، و درستى آن خبر دانسته نمىشود ، مگر پس از آن كه بدانند ، آن خبر را گروههاى در گذشتهء بسيارى از يهود ، در هر زمانى پىدرپى از يكديگر شنيدهاند . سپس هرگاه ثابت شود كه اين خبر از موسى آورده شده است ، سخنى است كه مىشود معنى راستين آن در نظر گرفته شده باشد ، يا از معنى راستين خود ، به معنى ديگر در گذشته باشد ؛ و شايد افراد ويژهاى را ، يا همه افراد چيزى را فرا گرفته باشد ، و شايد شرطهائى در آن به نظر آورده شده باشد ، و
هامش
( 1 ) تحدى : اظهار طلب المعارضه لظهور عجز للمتحدى ( اصطلاحات كلامى ص 156 ) .