دادن و دست بازداشتن از يك كار نيست ؛ زيرا در بداء چهار شرط گرد آمده است :
اول : بايد كارى كه به آن فرمان داده مىشود ، درست همان كارى باشد ، كه از آن بازداشت مىشود .
دوم : هر دو براى به دست آوردن يك چيز باشد .
سوم : انجام دادن و دست بازداشتن از آن كار ، در يك زمان باشد .
چهارم : فرمان انجام دادن و دست بازداشتن از آن كار ، براى يك نفر باشد .
و هرگاه همه اين شرطها گرد آيند ، فرمان به انجام دادن و دست بازداشتن از يك كار آغاز شده است ( بداء ) ، اما از ميان رفتن فرمانهائى با رسيدن فرمانهاى ديگر ، به جز اين است ؛ زيرا كارى كه به آن فرمان داده مىشود ، به جز كارى است ، كه از انجام دادنش باز مىدارند ؛ براى اين كه پايدار بودن و نگهدارى كردن روز شنبه ، در دوران موسى - بر او درود بادا - به جز فرمانهائى است كه در زمان پيمبر ما - بر او و خاندانش درود بادا - بازداشتن از نگهدارى شنبه را فرا مىگيرد ؛ و چون دو كار به جز يكديگرند ، پس شرطهائى كه بايد در ( بداء ) باشد ، درست نشده است ، و هرگاه هنگام انجام دادن و دست بازداشتن از يك كار به جز يكديگر باشند ، به همين گونه است .
و كسى كه بر اين روش تكيه مىكند ، مىبايست بپذيرد ، كه خداوند برتر از همه چيز ، كسى را كه زنده مىگرداند ، نخواهد ميراند ؛ و آن كس را كه نيازمند مىكند ، بىنياز نخواهد گردانيد . و آن كس را كه بيمار مىكند ، تندرست نخواهد نمود ؛ و چون همهء اينها و مانندهايش ، روا مىباشد و هيچ يك اينها نمىرساند كه يك كار را هم بخواهد انجام يابد ، و هم نخواهد ، ( بداء ) پس از ميان بردن يك فرمان با فرستادن فرمان ديگر ( نسخ ) به همين گونه است .
و بنا به روش آنان مىبايست ، فرمانهاى پيمبران با يكديگر ناهمسان نباشند و ما مىدانيم ، همه با هم ناهمسانند ، و اين ناهمسانى ، فرمان دادن به يك كار و بازداشتن از آن نيست ( بداء ) .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 710
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٧١٠